چکیده:
1- تفاوت حاجب حرمانی و حاجب نقصانی در چیست؟
2- موانع ارث را نام برده و حکم تقسیم ارث مرتد فطری و غیر فطری چگونه است؟
3- حبوه چیست؟ شرط تعلق آن به فرزند بزرگ چیست؟
4- در طلاق رجعی و بائن زن و شوهر از یکدیگر چگونه ارث می برند؟
5- تفاوت وصیت تملیکی و عهدی در چیست؟
6- شرایط موصی له چیست؟
7- آیا زاید بر مقدار ثلث می توان وصیت کرد توضیح دهید.
8- اگر متوفی به چند چیز وصیت کند چگونه وصیت نامه او را عمل می کنیم؟
9- در چه صورتی وصی می تواند کس دیگری را به عنوان وصی تعیین کند؟
10- ترجمه کنید (و اذا اسلم الکافر علی میراث قبل قسمته شارک ان کان مساویا و انفرد ان کان اولی)؟
11- (انما تصح الوصیه علی الاطفال بالولایه من الاب و الجد له او الوصی الماذون له من احدهما) با توجه به این جمله چه کسانی می توانند بر ولایت بر کودکان وصیت کند؟
12- ترجمه کنید (و ینتقل حق القبول الی الوارث. و تصح مطلقه مثل ما تقدم، و مقیده مثل بعد وفاتی فی سنه کذا، او فی سفر کذا فتخصص)؟
13- وارثان متوفی پدر و مادر (بدون حاجب) و یک دختر می باشد مقدار ترکه 57360 می باشد سهم الارث وراث را تعیین کنید.
14- وارثان متوفی پدر یا مادر و یک دختر بوده و مقدار ترکه 59760 می باشد سهم الارث هر یک را معین کنید.
15- وارثان متوفی پدر و مادر و 2 پسر و 6 دختر می باشد مقدار ترکه 1800000 می باشد سهم الارث هر یک را مشخص کنید.
16- وارثان متوفی، نوه های پسری(یک پسر و یک دختر) و نوه های دختری(یک پسر و یک دختر) بوده و مقدار ترکه 3600 می باشد سهم الارث وراث را تعیین نمایید.
سوالات امتحاني حقوق جزاي عمومي 3
1- مجازات هاي اصلي ، تتميمي و تبعي را با ذكر مثال توضيح دهيد.
2- كيفيات مخففه را ذكر كنيد و توضيح دهيد حدود اختيارات دادگاه ها در تخفيف مجازات تا چه حدي است؟
3- مجازات نقدي ثابت و نسبي را با ذكر مثال توضيح دهيد.
4- در تعدد مادي جرايم مشابه و تكرار جرم تشديد مجازات چگونه صورت مي گيرد؟ (توضيح دهيد)
5- شخص مرتكب يك فقره سرقت مستوجب حد و يك فقره زناي غير محصنه و يك فقره سرقت تعزيري شده است. دادگاه در مورد وي چگونه مجازات تعيين مي نمايد؟ همچنين تفاوت اصل تعدد جرم و تكرار جرم را توضيح دهيد.
6- سابقه ي محكوميت قطعي چه مجازات هايي مانع از تعليق اجراي مجازات است؟ همچنين توضيح دهيد قرار تعليق مجازات در چه مرحله اي از رسيدگي صادر مي شود؟
7- الف، به اتهام ارتكاب جرمي به پنج ماه حبس تعزيري محكوم و دادگاه مجازات حبس را براي مدت دو سال معلق نموده است. پس از انقضاي يك سال به دادگاه مراجعه و با توجه به حسن عملكرد خود در مدت تعليق از دادگاه مي خواهد مدت تعليق را به يك سال تقليل دهد. آيا دادگاه مي تواند با تقاضاي نامبرده موافقت نمايد يا خير؟ همچنين توضيح دهيد اگر محكوم عليه در مدت تعليق اجراي مجازات، از دستور دادگاه تبعيت نمايد دادگاه در مورد وي چه تصميمي اتخاذ مي كند؟
8- آيين اعطاي آزادي مشروط را توضيح دهيد.
· سؤال اول ) کدامیک از مکاتب حقوق کیفری ، ارتکاب جرم را امری « جبری » و ناشی از وضعیت زیستی و روانی فرد می داند؟ این مکتب چه مفهومی را به عنوان جایگزین « مسؤولیت کیفری » معرفی نموده و در پاسخ به پدیده مجرمانه چه واکنش هایی را پیشنهاد می کند؟حداکثر در 6 سطر به این سؤال پاسخ دهید . ( 3 نمره )
· سوال دوم ) به یکی از دو سوال زیر پاسخ دهید . ( 5 نمره )
1- در تاریخ 24/11 /1372 « قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت های غیر مجاز می نمایند » به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید . تبصره دوم (2) ماده سوم (3) این قانون ، نگاهداری نوارهای مستهجن و مبتذل را موجب محکومیت افراد به پرداخت جزای نقدی از پانصد هزار تا پنج میلیون ریال اعلام نمود .
در تاریخ 2/3/1375 ماده 640 قانون مجازات اسلامی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید . به موجب بند (1) این ماده ، « هر کس نوار سینما یا هر چیزی که عفت یا اخلاق عمومی را جریحه دار سازد ، برای تجارت یا توزیع نگاهدارد ، به حبس از سه ماه تا یک سال و جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا شش میلیون و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد . » به این ترتیب به موجب این ماده صرف دارا بودن نوارهای مستهجن توسط افراد عادی فاقد جنبه جزایی اعلام و صرفاً نگهداری نوارهای فوق برای تجارت و توزیع جرم به شمار آمد.
در تاریخ 16/10/1386 با بروز برخی جرایم علیه عفت عمومی ، مجدداً « قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت های غیر مجاز می نمایند » به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و در تبصره 2 ماده 3 آن مقرر شد : « دارندگان نوارها و ديسكتها و لوحهاي فشرده مستهجن و مبتذل موضوع اين قانون به جزاي نقدي از پانصدهزار(500.000) ريالتا پنج ميليون (5.000.000)ريال محکوم می گردند » و مجدداً صرف دارا بودن نوارهای مستهجن جرم اعلام شد.
با توجه به وضع قوانین مذکور در تاریخ های مختلف توضیح دهید که :
الف ) چنانچه فردی در پنجم (5) دی سال 1374 اقدام به صرف نگاههداری نوارهای مستهجن نموده و با کشف نوارها توسط پلیس در همان روز ، 6 ماه بعد دادگاه قصد رسیدگی و صدور حکم راجع به این موضوع داشته باشد ، چه تصمیمی راجع به این فرد توسط دادگاه باید اتخاذ شود ؟
ب ) چنانچه فردی در پنجم (5) بهمن سال 1386 اقدام به صرف نگاههداری نوارهای مستهجن نموده و با کشف نوارها توسط پلیس در همان روز ، 6 ماه بعد دادگاه قصد رسیدگی و صدور حکم راجع به وی داشته باشد ، چه تصمیمی راجع به این فرد توسط دادگاه باید اتخاذ شود ؟ ادامه در پشت صفحه
ج) چنانچه فردی در پنجم ( 5 ) بهمن سال 1386 اقدام به نگهداری نوارهای مستهجن نموده و تا سیزدهم (13) فروردین 1387 ، نوارهای فوق را نگاهداری نموده و در این روز نوارهای فوق از اتومبیل وی کشف شود و دادگاه یک هفته بعد قصد رسیدگی و صدور حکم داشته باشد ، در این صورت چه تصمیمی توسط دادگاه باید در مورد فرد اخیر اتخاذ گردد؟
2- آقای ( الف ) که یک ایرانی می باشد ، برای یک سفر تفریحی به کشور امارات می رود . در کشور فوق با دو نفر بنام های ( ب ) و (ج) که یکی از آنها ( ب) ایرانی و دیگری ( ج) تبعه امارات می باشد ، درگیر شده و نامبردگان وی را مورد ضرب و جرح شدید قرار داده و اموال وی را به سرقت می برند . مدتی پس از برگشتن آقای ( الف ) به ایران ، وی متوجه می شود که آقای ( ب) و (ج) برای یک معامله تجاری به ایران آمده اند و در تهران به سر می برند . لذا از آنها به دلیل ایراد ضرب و جرح و سرقت اموال وی در امارات در دادسرای تهران شکایت می کند . توضیح دهید که آیا آقای ( ب) و (ج) طبق قانون ایران قابل مجازات هستند یا نه ؟ چرا ؟
· سؤال سوم ) ازبین اعمالارتکابی زیر ( 6 ) مورد را به دلخواه انتخاب کرده و پاسخ دهید که آیا اعمال ارتکاب یافته جرم می باشند یا خیر ؟ در صورتی که این اعمال به دلیل خاصی از قبیل فقدان عناصر تشکیل دهنده جرم ، یا وجود عامل موجهه فاقد وصف مجرمانه هستند و جرم به شمار نمی روند ، مستدلاً و حداکثر در دو سطر راجع به جرم بودن یا نبودن هریک توضیح دهید : ( 12 نمره )
1- فردی که به دلیل گرسنگی مفرط و برای نجات جان خود وارد منزل دیگری شده و جواهرآلات صاحبخانه را به سرقت می برد .
2- مأمور انتظامی ای که در اجرای دستور فرمانده نیروی انتظامی ، بدون حکم مقام قضایی وارد منزل دیگری می شود و اقدام به دستگیری وی می کند .
3- فردی که در مقابل مأمور نیروی انتظامی ای که در حال انجام وظیفه به سر می برد و از حدود وظیفه خود خارج شده مقاومت می کند ، چراکه بیم آن دارد اقدامات مأمور موجب تعرض به آزادی وی گردد.
4- معلمی که دانش آموز خاطی را به مدت چند ساعت در یکی ازکلاس های مدرسه انداخته و به وی اجازه خروج نمی دهد .
5- پزشکی که حین انجام عمل جراحی با ملاحظه وضعیت اضطراری مریض که مستلزم اقدام فوری است ، بدون اخذ رضایت از وی یا اولیاء وی ، عضوی از اعضای وی را مورد عمل جراحی قرار داده و از محل اصلی آن قطع می کند .
6- فردی که پس از شکسته شدن سرش توسط فرد مهاجم ، به سراغ فرد مهاجم که در حال فرار است رفته و پس از یافتن آن ، وی را از ناحیه دست و پا مورد ضرب و جرح قرار می دهد .
7- فردی که از چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی به دلیل اینکه چراغ را ندیده است ، عبور می کند.
8- پزشکی که به زندگی بیماری که از مریضی بسیار شدید رنج می برد ، با قصد کاستن از شدت درد و رنج وی ، با تزریق آمپول هوا خاتمه می دهد .
9- فردی که هنگام شب به قصد سرقت ، درب منزل دیگری را شکسته و وارد منزل وی می شود ؛ اما قبل از اینکه بتواند مالی را بردارد به دلیل بیدار شدن صاحبخانه مجبور به فرار می شود.
10- فردی که اقدام به شرب مسکر نموده است ، اما از حکم حرام بودن شرب مسکر مطلع نبوده است .
صاحب کشتی ای که هنگام طوفان شدید ، به منظور جلوگیری از ورود صدمه به کشتی وی به میزان حدود یک میلیون دلار ، کالاهای مورد حمل متعلق به دیگری به ارزش دو میلیون دلار را به دریا می ریزد
سؤال اول ) « شرکت سهند » ، یک شرکت سهامی عام خودرو سازی است که مرکز اصلی آن در تهران و دارای چندین کارخانه تولید خودرو در نقاط مختلف کشور می باشد . در یکی از کارخانه های این شرکت در اصفهان ، به دلیل عدم نظارت کافی مسؤول کارگاه بر نحوه انجام کار کارگران و قرار ندادن وسایل لازم در اختیار ایشان ، یکی از کارگران حین جابجایی نصب موتور خودرو دچار سانحه شده و متاسفانه در بیمارستان فوت می کند. پس از انجام رسیدگی های مقدماتی در دادسرا ، نهایتاً دادگاه ، شرکت سهند را بر اساس تبصره 3 ماده 295 قانون مجازات اسلامی محکوم به پرداخت دیه و مدیر عامل آن را طبق ماده 616 قانون مذکور به پرداخت 50 میلیون ریال جزای نقدی بدل از حبس محکوم نموده است . نظر شما در مورد رأی صادره چیست ؟ آیا این رأی منطبق با موازین قانونی صادر شده است ؟ ( 8 نمره )
سؤال دوم ) از بین موارد زیر 4 مورد را به دلخواه انتخاب کرده و پاسخ دهید که آیا فرد موضوع سؤال « الف » ، از مسؤولیت کیفری برخوردار می باشد یا نه ؟ در صورت « برخورداری فرد از مسؤولیت کیفری » مستدلاً دلایل خود را در مورد چرایی آن توضیح دهید . همچنین در صورتی که به دلیل « عدم مداخله یا همکاری در ارتکاب جرم » و یا وجود یک « عامل رافع مسؤولیت کیفری » ، یا هر دلیل دیگر ، فرد موضوع سؤال از مسؤولیت کیفری برخوردار نمی باشد ، مستدلاً توضیحات خود را در مورد چرایی « عدم برخورداری از مسؤولیت کیفری» ، بیان نمایید. لطفاً پاسخ خود را در هر مورد حداکثر در چهار سطر به طور خلاصه و مفید بیان نماید ( 12 نمره )
1- فرد « الف» با دوستش بنام « ب » تصمیم به کلاهبرداری[1] از « ج» می گیرند ، به نحوی که « الف » ، با وسایل متقلبانه « ج » را فریب داده و « ب » پول را از وی می گیرد.
2- فرد« الف » که می داند دوستش بنام « ب » دارای پروانه نظام پزشکی نمی باشد ، دفتر خود را جهت راه اندازی مطب در اختیار آقای « ب » می گذارد . پس از چندی بر اثر دادن داروی اشتباه توسط آقای « ب» به آقای « ج » که به عنوان بیمار به وی مراجعه نموده بود ، آقای « ج » کشته می شود .
3- آقای « الف » که فردی بالغ و عاقل است ، به آقای « ب » پول داده و وی را تطمیع می کند که اتومبیل آقای « ج » را دزدیده و برای وی ببرد . پس از دزدی مشخص می شود که آقای « ب» ، 13 سال سن بیشتر نداشته است .
4- آقای « الف » ، از آقای « ب » که کارمند وی وی می باشد ، می خواهد که شب هنگام به دفتر کار آقای « ج» رفته و تعدادی از چک های صادره توسط الف را که نزد وی می باشد از گاوصندوق او سرقت کرده و برای او بیاورد ؛ در غیر اینصورت آقای « ب » را از شرکت اخراج کرده و برخی از اسرار شخصی آقای « ب » در مورد روابط او با دیگران را برای همسرش فاش خواهد کرد. آقای « ب » به خاطر تهدید صورت گرفته این کار را انجام داده و چک های فوق را از محل کار آقای « ج » سرقت می کند.
5- آقای « الف » به کمک آقای « ب » که مورد تهاجم فعلی و قریب الوقوع آقای « ج » قرار گرفته است ، شتافته و قفل فرمان اتومبیل خود را به دست وی می دهد. آقای ب با قفل فرمان فوق ، آقای ج را به قتل می رساند.
6- آقای « الف » با فریب دادن آقای « ب » که یک مجنون مختل المشاعر است از وی می خواهد که کیف پول آقای « ج » را از داخل اتومبیل وی برداشته و برای وی ببرد . آقای « ب » قبول کرده و این کار را برای وی انجام می دهد.
دانشجویان عزیز لطفاً به سؤالات زیر ظرف مهلت 5/1 ساعت پاسخ دهید. استفاده از کتاب قانون در صورت نداشتن هیچگونه حاشیه نویسی مجاز است .
سوال ا) شخص « الف » که یک مهندس ساختمانی می باشد ، اقدام به طراحی و ساخت یک بنای مسکونی چند طبقه می نماید اما به دلیل عدم برخورداری نامبرده از مهارت و دانش لازم و طراحی و ساخت نادرست ساختمان ، بنای احداثی ریزش نموده و آقای « ب » و « ج » که کارگر ساختمان فوق بوده اند ، در زیر آوار فوت می نمایند. دادگاه با ملاحظه سابقه آقای « الف» احراز می نماید که نامبرده در گذشته به دلیل ارتکاب خیانت در امانت محکوم به تحمل یک سال حبس گردیده که به دلیل متواری بودن وی حکم در مورد وی به مرحله اجرا در نیامده است . لذا با احتساب و در نظر گرفتن سابقه فوق مجازات وی را تشدید و با استناد به ماده 616 قانون مجازات اسلامی ، آقای « الف » را به حداکثر مجازات مندرج در ماده فوق ( سه سال حبس ) محکوم و اجرای مجازات فوق را به مدت پنج سال تعلیق می نماید . همچنین دادگاه به عنوان تتمیم حکم تعزیری فوق و به دلیل فقدان نامبرده از دانش و مهارت لازم ، آقای « الف » را به مدت 10 سال از اشتغال به شغل مهندسی محروم می نماید .
لطفاً حکم صادره توسط دادگاه برای شخص « الف » را ملاحظه نموده و توضیح دهید که آیا تشدید ، تعلیق و تتمیم مجازات به شرح فوق بر طبق موازین قانونی صورت گرفته است یا نه ؟ ( 8 نمره )
سؤال 2) شخص « الف » در یک درگیری با آقای « ب » به وی توهین و فحاشی می کند و پس از مداخله آقای « ج » برای پایان دادن به درگیری و دعوای فوق ، آقای « ج » را نیز مورد توهین و فحاشی قرار می دهد. افراد اخیر از آقای الف به واسطه توهین و فحاشی شکایت می کنند . دادگاه با استناد به ماده 608 قانون مجازات اسلامی ، آقای « الف » را به واسطه توهین به آقای « ب » به 74 ضربه شلاق و به واسطه توهین به آقای « ج » به یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می نماید. مستدلاً و با استناد به موادّ قانونی توضیح دهید که اولاً) آیا حکم صادره و مجازات تعیین شده برای آقای « الف » منطبق با موازین قانونی است ؟ ثانیاً) آیا تعلیق مجازات آقای « الف » قانوناً امکان پذیر می باشد یا نه ؟ (8 نمره )
سوال 3) آقای « الف » به واسطه « کیف زنی » با استناد به ماده 657 قانون مجازات اسلامی به سه سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق محکوم شده است . پس از آنکه حکم شلاق در مورد نامبرده اجرا و شخص اخیر سه سال حبس را در زندان سپری می کند ، از زندان آزاد شده و یک سال پس از آزادی از یک وزارتخانه دولتی تقاضای استخدام می نماید ؛ اما با تقاضای وی به دلیل داشتن سابقه کیفری به شرح فوق مخالفت می شود . مستدلاً توضیح دهید که آیا محرومیت آقای « الف » از استخدام در وزارتخانه فوق منطبق با موازین قانونی می باشد یا خیر ؟ ( 4 نمره )
موفق باشید : اسماعیلی
با سلام و تشکر از حضور مستمر و به موقع شما دانشجوی گرامی در کلاس های درس و با آرزوی موفقیت در تمام عرصه های زندگی ، لطفاً به 3 سؤآل زیر حداکثر ظرف مهلت یک و نیم ساعت پاسخ دهید. ضمناً استفاده از قانون مجازات اسلامی در صورتی که فاقد هرگونه نوشته باشد ، مجاز است . موفق باشید.
1- در سال 1372 یک فروند هواپیمای فوکر 28 متعلق به شرکت هواپیمایی آسمان ، بر اثر نقص فنی ناشی از قصور و سهل انگاری تعدادی از کارکنان فنی شرکت هواپیمایی فوق که نسبت به تعمیر و بازبینی به موقع تجهیزات هواپیما اقدام ننموده بودند ، سقوط کرده و تمامی60 نفر سرنشین آن فوت نمودند. با عنایت به ماده 295 قانون مجازات اسلامی و تبصره 3 آن و نیز ماده 616 قانون مجازات اسلامی ، مسؤولیت شرکت هواپیمایی آسمان و کارکنان مذکور را از نظر کیفری تشریح نمایید.
2- آقای الف که رییس شرکت و کارفرمای آقای « ب » می باشد ، کلیدی را به آقای « ب» داده و عنوان می کند که کلید فوق کلید منزل وی می باشد و از وی می خواهد که به منزل فوق مراجعه نموده و کیف پر از پولی را که در اتاق مطالعه منزل فوق وجود دارد برداشته و برای وی ببرد. آقای « ب » که اعتماد کافی به اظهارات آقای الف داشته است ، کلید را گرفته به منزل فوق رفته و کیف پر از پول فوق را برداشته و برای آقای« ب» می برد ؛ اما بلافاصله پس از خروج از مزل فوق پلیس وی را به جرم سرقت از منزل دیگری دستگیر می کند و معلوم می شود که منزل فوق و کیف مذکور متعلق به آقای « ج» بوده و آقای الف آقای « ب» را فریب داده است . در صورتی که سرقت مذکور از شرایط ماده 198 قانون مجازات اسلامی برخوردار باشد ، مسؤولیت کیفری اشخاص پیش گفته را تشریح نمایید.
3- آقای « الف » به آقای « ب » عنوان می کند که قصد دارد مقداری موادّ مخدر را به شهر دیگری برده و آنها را به فروش رساند و به همین منظور از آقای « ب» می خواهد که اتومبیلش را در اختیار وی قرار دهد تا این کار خود عملی سازد . آقای « ب» نیز با علم و اطلاع از قصد وی اتومبیل خود را در اختیار وی قرار می دهد. مسؤولیت کیفری آقای الف و ب در خصوص اعمال ارتکابی را در هر یک از صور زیر تشریح نمایید.
الف) در صورتی که مشخص شود آقای الف مامور اجرای قانون بوده است و در اجرای وظایف قانونی خود دایر بر شناسایی قاچاقچیان مواد مخدر و دستگیری آنها اقدام به فروش مواد مخدر نموده است .
ب) در صورتی که مشخص شود آقای الف دارای اختلالات روانی در حدّ جنون بوده است
ج) در صورتی که مشخص شود آقای ب دارای 16 سال سن بیشتر نبوده است .
د) در صورتی که مشخص شود مواد فروخته شده توسط آقای الف ماده مخدر نبوده اما آقای الف و ب به تصور اینکه ماده فوق مخدر بوده است اقدام به اعمال فوق نموده اند.
1- نمونه سوالات مربوط به مکتب ها :
الف) یکی از اندیشمندا ن و نظریه پردازان حقوق کیفری بر این عقیده است که « انسان و اعمال وی همواره محصول ارگانیسم فیزیولوژیکی و روانی او و فضای فیزیکی و اجتماعی ای است که وی در آن زاده شده و رشد کرده است » . لطفاً مستدلاً پاسخ دهید که نظریه مطرح شده فوق منطبق با کدامیک از مکاتب حقوق جزا است ؟
ب) کدامیک از مکاتب حقوق جزا بر این باور است که مجرم « با برخورداری از اراده آزاد » دست به اعمال مجرمانه می زند؟ این مکتب چه واکنشی را در پاسخ به اعمال مجرمانه مطرح می کند ؟
2- نمونه سوالات مربوط به عناصر تشکیل دهنده جرم :
الف) فردی نسبت به صدور یک فقره سفته اقدام کرده اما در سررسید مقرر نسبت به پرداخت آن اقدام ننموده است . دارنده سفته فوق نزد دادسرا شکایت نموده و عنوان کرده است که هرچند صدور سفته بلامحل دارای عنوان مجرمانه نمی باشد ، اما از آنجایی که سفته و چک هر دو سند تجاری هستند و صادر کننده هر دو سند موظف به ایفای تعهد قانونی خود در قبال دارنده آن می باشد ، از دادسرا خواسته است همانگونه که صادر کننده چک بلامحل تحت تعقیب قرار می گیرد ، صادر کننده سفته فوق نیز تحت تعقیب قرار گیرد؟ نظر شما در مورد شکایت مطرح شده فوق چیست؟ لطفاً مستدلاً نظر خود را مرقوم فرمایید.
ب) فردی که از اتباع انگلیس به شمار می رود ، در لندن از آقای اکبر که یک ایرانی است ، کلاهبرداری نموده و در حال حاضر به منظور شرکت در یک سمینار تجاری به ایران آمده و در تهران به سر می برد. آقای اکبر به دادسرا مراجعه کرده و با طرح شکایت از وی تقاضای تعقیب وی را نموده است . آیا تبعه انگلیسی فوق به اتهام کلاهبرداری در ایران قابل تعقیب می باشد؟ با عنایت به مواد اولیه قانون مجازات اسلامی مستلاً به این سؤال پاسخ دهید.
ج) فردی در سال 1352 مرتکب قتل عمد دیگری گردیده است . در سال 1375 قاتل مذکور دستگیر می گردد و اولیای دم از دادگاه تقاضای قصاص وی را می نمایند. وکیل متهم در دادگاه عنوان می کند که با استناد به ارتکاب قتل مذکور قبل از تصویب قانون راجع به مجازات اسلامی سال 1361 و قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 ، و با عنایت به عطف به ماسبق نشدن قوانین جزایی وفق ماده 11 قانون مجازات اسلامی ، مجازات قصاص در مورد وی قابل اجرا نخواهد بود؟ نظر شما در این زمینه چیست ؟ مستدلاً توضیح دهید.
د )مشخص نمایید که جرایم موضوع مواد زیر از قانون مجازات اسلامی ، « مطلق هستند یا مقید به نتیجه » ، « ساه هستند یا مرکب » ، « آنی هستند یا مستمر» ؟ در مورد نظر خود مختصراً توضیح دهید.
600-597 -583 -187 -504 ( در فرض عدم شمول عنوان محاربه )
ه) فردی که قصد سرقت از مغازه جواهر فروشی را دارد ، مدت ها مغازه فوق را تحت نظر گرفته و سرانجام در یک شب وسایل لازم از قبیل دسته کلید مخصوص ، اره آهن بر ، تجهیزات الکترونیکی برای از کار انداختن دزدگیر، چراغ قوه ، طناب و سایر وسایل لازم را تهیه کرده و با یک وانت به سمت مغازه فوق حرکت می کند. پس از توقف در مقابل مغازه و تصمیم به استفاده از وسایل فوق ، پلیس به وی مشکوک شده و وسایل وی را کشف نموده و او را دستگیر می کند. چه اتهام یا اتهاماتی متوجه فرددستگیره فوق می باشد؟
و) آقای الف به قصد کشتن آقای ب به او سم می دهد که بلافاصله بر اثر بر هم خوردن حال آقای ب همسرش وی را به بیمارستان متقل می کند. در بیمارستان پزشک مربوطه دستور می دهد اقای ب سریعاً به اتاق عمل انتقال یابد تا پس از بی هوشی محتویات دستگاه گوارش وی تخلیه شود . در اتاق عمل متخصص بی هوشی از داروی تاریخ مصرف گذشته استفاده نموده که بلافاصله پس از تزریق آن به آقای ب وی فوت می کند و پزشکی قانونی مرگ وی را در اثر تزریق داروی بیهوشی فاسد فوق اعلام می کند. چه اتهام یا اتهاماتی متوجه اقای الف و متخصص بی هوشی است ؟
ز) در هر یک از موارد زیر کدام جزء از اجزاء تشکیل دهنده عنصرروانی جرم عمدی مفقود است ؟ فقدان این جزء چه تأثیری در تحقق جرم عمدی دارد؟
- فردی به تصور اینکه استفاده از ماده مخدر آمفتامبن مجاز است ، اقدام به استعمال آن می کند.
- فردی به تصور اینکه چکی جعلی که به وی داده شده ، قانوناً و به درستی توسط صارکننده آن صادر شده است ، آن را به دیگری بابت کالای خریداری شده می دهد؟
- فردی که به سرعت در خیابان در حال رانندگی است بر اثر ندیدن عابر با وی برخورد کرده و باعث مرگ وی می شود.
- پزشکی که در حال عمل جراحی بیمار قلبی است ، رگ های منتهی به قلب وی را عمداً قطع می کند تا پس از رفع گرفتگی قلب دوباره رگ ها را وصل کند اما در این فاصله خون به مغز بیمار نمی رسد و کشته می شود .
نمونه سوالات امتحانی حقوق جزای عمومی ۳
۱)ضمن توضیح نظام یگانگی و دوگانگی در مجازات و اقدامات تامینی و با ذکر مستندات قانونی و مثال توضیح دهید که قانون مجازات اسلامی ۹۲، کدامیک از این دو نظام را پذیرفته است. پاسخ شما میبایست منظم، مستدل و همراه پلان و نظم منطقی باشد.
۲) فردی که شش ماه به دلیل ربا، شرب خمر، سرقت حدی و قطع عضو عمدی در بازداشت موقت بوده، در نهایت به ۵ میلیون تومان جزای نقدی و ۶۰ ضربه شلاق به دلیل ربا، قطع دست به دلیل سرقت حدی، ۸۰ ضربه شلاق به دلیل شرب خمر و قصاص عضو (دست راست) محکوم میشود. اجرای مجازات وی به موجب قانون مجازات ۹۲ چگونه خواهد بود.
۳) اردلان به اتهام جعل علامت استاندارد موضوع ماده ۵۲۵ قانون مجازات اسلامی تحت پیگرد قرار میگیرد. در هنگام تعقیب اردلان همکاری کامل را با ماموران داشته و همدست خود ناصر را به مامورین معرفی و اسباب دستگیری او را فراهم میکند. ناصر در یک کافه هنگام قمار بازی در خصوص نتیجه بازی ایران و نیجریه (موضوع ماده ۷۰۵) دستگیر میشود، هنگام بازرسی از منزل او نیز مقداری مشروبات الکلی ( موضوع ماده ۷۰۲) و ادوات قمار ( ماده ۷۰۶) یافت میشود. حدود مجازات اردلان و ناصر را طبق قانون مجازات اسلامی ۹۲ بررسی کرده و به تفکیک بیان کنید که آیا قاضی برای ایشان میتواند از تعویق، تعلیق و آزادی مشروط استفاده کند یا خیر؟
۴) نازنین در هنگام رانندگی بدون گواهینامه تصادف کرده و موجب قتل عابر پیاده میشود. متاسفانه وی از صحنه تصادف متواری میشود (ماده ۷۱۹)، ولی چندی بعد دستگیر شده و تحت پیگرد قرار میگیرد. در بررسی سوابق او مشخص میشود که وی سه ماه قبل به دلیل به دلیل عدم رعایت حجاب شرعی (تبصره ماده ۶۳۸) محکوم شده بوده که این حکم محکومیت هم به اجرا درآمده است. اگر نازنین قبل از صدور رای قطعی با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را اخذ کند، آیا در مجازات او تفاوتی حاصل خواهد شد؟ همچنین بیان کنید که در فرض رضایت و عدم رضایت اولیای دم قاضی میتواند از تعویق، تعلیق و آزادی مشروط استفاده کند یا خیر؟
۵) انواع ملاقات با زندانیان و تفاوت میان آنها را توضیح دهید.
۶) انواع کیفیات مشدده را نام برده و برای هم کدام یک مثال ذکر کنید.
۷) رضا که به قصاص محکوم شده موفق به جلب رضایت اولیاءدم در قبال پرداخت دیه میشود. اولیاءدم با حضور در یکی از دفاتر اسناد رسمی مشروط به دریافت دیه از قصاص گذشت نموده لیکن پس از حضور در دادگاه از گذشت خود عدول میکنند. عکس العمل دادگاه چه خواهد بود؟
۸)فردی به دلیل قتل عمد به قصاص، به دلیل زنای با محارم به اعدام ، به دلیل شرب خمر به شلاق و به دلیل سرقت غیر حدی به دو سال زندان تعزیری محکوم شده است. اجرای مجازات او به موجب قانون ۹۲ به چه ترتیب خواهد بود؟
۹) احسان به دلیل خیانت در امانت موضوع ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی تحت پیگرد است. در بررسی سوابق مشخص میشود که وی دو سال قبل هم به دلیل سرقت به دو سال حبس ( موضوع ماده ۶۵۶ قانون مجازات) محکوم شده بوده است که با توجه به فرار مجازات اجرا نشده است. حدود مجازات فعلی وی به موجب قانون مجازات۷۰ و ۹۲ چه خواهد بود؟ آیا قاضی میتواند برای وی از تعویق، تعلیق و آزادی مشروط استفاده کند؟ در صورتی که وی قبل از صدور حکم برای خیانت در امانت رضایت شاکی خود را اخذ کند آیا تفاوتی در میزان مسئولیت وی حاصل خواهد شد؟
۱۰) فردی با جعل یک مهر و سربرگ شهرداری مشهد و ارائه آن به حسابداری شهرداری( موضوع ماده ۵۲۸ قانون مجازات)، مرتکب کلاهبرداری به مبلغ ۱۰ میلیون تومان ( ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس، ارتشا و کلاهبرداری) میشود. حدود مجازات وی را به موجب قانون ۷۰ و ۹۲ بررسی کنید. آیا قاضی میتواند برای وی از تعویق، تعلیق و آزادی مشروط استفاده کند؟
موفق باشید
سری اول:
1- سازمان بازرسی کل کشور در بازرسی دوره ای از یک سازمان دولتی، با بررسی اسناد و مدارک و پیگیری گزارش های واصله موارد ذیل را مشاهده نموده است:
سری دوم:
الف) مدیر دفتر دادگاهی ، عدد صفر را از جلوی عدد 3 که نمایانگر عدد 30 بود ؛ محو و 30 روز استراحت پزشکی را به 3 روز تقلیل داده است.
1. اقدام فرد مزبور مشمول کدامیک از عناوین جعل مادّی یا مفادی قرار می گیرد؟چرا؟ مستند قانونی شما چیست؟پاسخ:
2. اقدام فرد مزبور، جعل در سند و نوشته ی رسمی است؟ یا غیر رسمی؟چرا ؟ مستند قانونی شما چیست؟پاسخ:
ب) فردی به نام« الف » بسته ای حاوی 20 عدد سکّه طلا را که یک طرف آنها شبیه سکّه های طلای بهار آزادی و طرف دیگر آنها شبیه سکّه های طلای پهلوی (حکومت قبلی ایران) بود ولی وزن و عیار آنها از سکّه های معمولی رایج بهار آزادی و پهلوی ، کمتر بود ، در هامبورگ آلمان ، به شخصی به نام«ص» داد تا آنها را با خود به ایرا ن برده ، آنها را به همسرش تحویل نماید.«ص» در بدو ورود به ایران در فرودگاه توسّط مأمور ان مستقر در فرودگاه دستگیر شد:
1. در صورتی که شما بازپرس این پرونده باشید ، چه اتّهامی را به «ص» تفهیم و از او تحقیق و باز جویی خواهید نمود؟ چرا ؟ مستند قانونی شما چیست؟
2. آیا در فرض سؤال «ص» می تواند مجرم محسوب شود ؟مستند قانونی و استدلال شما چیست؟
ج) شخصی به نام «ظ» که ظاهری تنومند و ترسناک دارد ؛ برای ترساندن مردم و سلب امنیت از ایشان، یک کارد آشپزخانه را در دست گرفته آن را به حاضران نشان داده آنها را تهدید نمود . این امر موجب ایجاد هراس در میان اهل محل و احساس ناامنی در میان ایشان شد. به گونه ای که تعدادی از کسبه کار خود را
تعطیل کردند و کسی جرأت عبور از مقابل «ظ» و یا نزدیک شدن به او را نداشت.:
1. آیا در فرض سؤال«ظ» می تواند محارب محسوب شود؟
2. چرا؟ استدلال شما کدام است؟ بیان نمایید.
3. مستند قانونی شما چیست؟
د) از شخصی به نام «غ» تعدادی نقشه و عکس و فیلم مه مربوط به یکی از مکانهای نظامی ممنوعه است؛ کشف شده است.پس از بررسی های لازم احراز شده است که نابرده نقشه ها و عکسها و فیلمهای مزبور را شخصاً از محل مورد نظر تهیه نموده است تا آنها را در اختیار شخصی قرار دهد که قصد دارد به آنها در یک دعوای حقوقی علیه سازمان نظامی مورد نظر در دادگاه استناد نماید.
1. آیا به نظر شما «غ» مجرم است؟
2. مستند قانونی شما چیست؟
3. استدلال شما چیست؟
نمونه سوالات حقوق جزای عمومی 3-
1-مجازات بازدارنده چه نوع مجازاتی است؟
1- مجازاتی که در شرع پیش بینی شده است.
2- مجازاتی که در شرع پیش بینی شده ولی مقدار آن مشخص نیست.
3- مجازاتی که با توجه به جرم اصلی نسبت به مجرم عیناً اعمال می شود.
4- مجازاتی که از طرف حکومت برای حفظ نظم و رعایت مصلحت جامعه در مقابل تخلف از مقررات و نظامات حکومتی تعیین می شود.
2- آیا اگر سارق در سال قحطی سرقت کرده باشد حد سرقت برای او جاری می شود؟
1- بله 2- خیر 3- در مواردی 4- با موافقت قاضی
3- تکرار جرم چیست؟
1- از علل موجهه جرم 2- از معاذیر قانونی
3- از جهات تشدید مجازات 4- از جهات تخفیف مجازات
4- منظور از اصل تساوی در مجازاتها چیست؟
1- در اجرای مجازات نباید تبعیضی بین افراد قائل شد.
2- در اجرای مجازات باید به شخصیت افراد و منزلت اجتماعی آنها توجه کرد.
3- در اجرای مجازات باید به خلق و خو و اخلاق مجرمین توجه شود.
4- در اجرای مجازات باید به وضعیت جسمی و روانی فرد مجرم توجه شود.
5- زندان چه نوع کیفری محسوب می شود؟
1- تبعی 2- تکمیلی 3- اصلی 4- تتمیمی
6- در قانون مجازات اسلامی ایران منظور از طفل کیست؟
1- کسی که بالای 18 سال سن داشته باشد.
2- کسی که به حد بلوغ نرسیده باشد.
3- کسی که به سن رشد رسیده باشد.
4- کسی که قدرت تشخیص را در معاملات داشته باشد.
7- از نظر حقوق جزای اسلام در میان اهداف مجازات، ارعاب دیگران برای چیست؟
1- برای جلوگیری از ارتکاب جرم
2- برای بهتر مجازات نمودن مجرمین
3- برای انتقام جویی از مجرمین
4- برای تشفی خاطر اولیای دم
8- منظور از اصل شخصی بودن مجازات کدامیک از موارد ذیل است؟
1- مجازات فقط قابل اعمال به مجرم نیست بلکه نسبت به افراد خانواده او هم اعمال می گردد.
2- مجازات فقط قابل اعمال به مجرم نیست بلکه نسبت به خانواده و قبیله او هم اعمال می شود.
3- مجازات فقط قابل اعمال به مجرم نیست بلکه نسبت به خانواده، قبیله و حتی دوستان او هم اعمال می شود.
4- عدل و انصاف اقتضا می کند که مجازات منحصراً دامنگیر شخص مجرم شده و به نزدیکان او سرایت نکند.
9- ویژگی دوره دادگستری عمومی چیست؟
1- تعقیب جرایم و اعمال مجازات توسط جامعه انجام می گیرد.
2- تعقیب مجرمین و اعمال مجازات آنها توسط مردم انجام می گیرد.
3- تعقیب جرایم و اعمال مجازات از طرف مقامات حکومتی اعمال می گردد.
4- تعقیب مجرمین و اعمال مجازات آنها توسط نمایندگانی از طرف مردم انجام می گیرد.
10- تفاوت بین تعلیق اجرای مجازات و تعلیق تعقیب کیفری چیست؟
1- تعلیق اجرای مجازات داد دادگاه است تعلیق کیفری در دادسرا انجام می شود.
2- تعلیق اجرای مجازات در دادسرا و تعلیق تعقیب کیفری توسط دادگاه است.
3- تعلیق اجرای مجازات توسط بازپرس و تعلیق تعقیب کیفری توسط ضابطین دادگستری انجام می شود.
4- تعلیق تعقیب کیفری توسط رئیس حوزه قضایی و تعلیق اجرای مجازات توسط دادسرا انجام می شود.
11- در قانون مجازات اسلامی حکم فردی که از آزادی مشروط استفاده می کند و مجدداً مرتکب جرم میشود چیست؟
1- باید به زندان بازگردد و مجازات جرم جدید نسبت به او اعمال گردد.
2-باید به زندان باز گردد و مجازات جرم قدیم نسبت به او اعمال گردد.
3-باید به زندان باز گردد و مجازات جرم جدید او را با تشدید نسبت به او اعمال کنند.
4- علاوه بر مجازات جرم جدید، حکم به بازگشت وی به زندان و اجرای بقیه مدت مجازات قبلی داده خواهد شد.
12- آیا کسانیکه بیش از دو بار سابقه محکومیت به لحاظ ارتکاب همان جرم را داشته باشند می توانند مورد عفو قرار گیرند؟
1- بله 2- خیر 3- تحت شرایطی 4- با توافق دادگاه
13- در کدام مورد قرار تعلیق تعقیب می تواند صادر شود؟
1- حدود 2- قصاص 3- دیات 4- تعزیرات و مجازات های بازدارنده
14- در قرآن مجید برای چند جرم کیفر حد مشخص شده است؟
1- ده جرم 2- نه جرم 3- چهار جرم 4- شش جرم
15- چرا حکم تعدد جرم فقط مربوط به جرایم تعزیری و یا بازدارنده است؟
1- برای اینکه تعدد جرم فقط در مورد جرایم تعزیری و بازدارنده می تواند مصداق داشته باشد.
2- برای اینکه حدود و قصاص و دیات مقررات مخصوص به خود را در این مورد دارند.
3- برای اینکه تعدد جرم فقط مربوط به جرایم نسبتاً سبک تر است.
4- برای اینکه تعدد جرم نشان دهنده حالت خطرناک مجرم است.
16- قسمت زندان کانون اصلاح و تربیت به کدام دسته از مجرمین اختصاص دارد؟
1- مجرمینی که بیش از 15 سال دارند و مرتکب جنایتی شده اند و مجرمینی که موجب فساد اخلاق اطفال دیگر .
شوند.
2- مجرمینی که کمتر از 15 سال دارند و موجب فساد اخلاقی دیگران می شوند.
3- مجرمینی که کمتر از 15 سال دارند و مرتکب جنایتی شده اند.
4- مجرمینی که بیشتر از 18 سال دارند و مرتکب جنایتی شده اند.
17- تفاوت بین مجازات و اقدامات تامینی و تربیتی در چیست؟
1- مجازات ها برای ارعاب و کیفر دادن هستند ولی اقدامات تامینی برای اصلاح مجرمین و پیشگیری از وقوع جرم .
2- مجازاتها برای اصلاح مجرمین هستند و اقدامات تامینی برای رنج دادن مجرمین.
3- مجازاتها برای انتقام جویی از مجرمین هستند و اقدامات تامینی برای ارعاب مجرمین.
4- مجازاتها برای آزار مجرمین هستند و اقدامات تامینی برای خوار کردن مجرمین.
18- آیا آموزش اجباری برای اطفالی که به کانون اصلاح و تربیت وارد می شوند وجود دارد؟
1- خیر 2- بله 3- با موافقت طفل 4- با موافقت والدین او
19- آیا مجازات حد سرقت در موردی که پدری از فرزند خود سرقت کند اجرا می شود؟
1- بله 2- خیر 3- بله با موافقت فرزند 4- بله بدون موافقت فرزند
20- مسئله معالجه و اصلاح مجرمین تحت تاثیر فعالیت های کدام مکتب مورد توجه قرار گرفت؟
1- مکتب تحققی 2- مکتب عدالت مطلق 3- مکتب کلاسیک 4- مکتب دفاع اجتماعی
21- آیا میزان دیه در آیات قرآن کریم مشخص شده است؟
1- بله 2- خیر 3- در برخی موارد 4- در موارد خاص
22- آیا معاذیر قانونی معاف کننده از مجازات موجب رفع مسئولیت کیفری فرد می شوند؟
1- بله موجب رفع مسئولیت کیفری فرد می شوند
2- خیر فقط موجب معافیت از مجازات می شوند
3- در برخی موارد موجب رفع مسئولیت کیفری فرد می شوند.
4- خیر نه موجب رفع مسئولیت و نه موجب معافیت از مجازات می شوند.
23- محارب کیست؟
1- کسی که با ایجاد خوف و ترس، آرامش و امنیت را از مردم سلب می کند.
2- کسی که مرتکب جرایم خلاف حیثیت شود.
3- کسی که مرتکب جرایم علیه ماموران دولت شود
4- کسی که مرتکب جرایم علیه نیروی انتظامی شود.
24- آیا می توان در اجرای در اجرای مجازات حد کمتر از مقدار پیش بینی شده مجازات نمود؟
1- بله می توان کمتر از مقدار مجازات پیش بینی شده را اعمال نمود.
2- بله می توان بیشتر از مجازات پیش بینی شد را اعمال نمود.
3- خیر، نه میتوان کمتر و نه میتوان بیشتر از مجازات پیش بینی شده را اعمال نمود.
4- بستگی به نظر قاضی دارد. اگر موافق باشد می توان مجازات را تغییر داد.
25- آیا صغیر قصاص می شود؟
1- بله 2- در مواردی 3- خیر 4- به دستور قاضی بله
26- اگر شخص مجنی علیه مهدور الدم باشد در اجرای حکم قصاص چگونه رفتار می شود؟
1- حکم قصاص در مورد فرد قاتل به اجرا گذارده نخواهد شد.
2- حکم قصاص در مورد فرد قاتل به اجرا گذارده خواهد شد.
3- مجازات او به تاخیر خواهد افتاد.
4- مجازات او تشدید خواهد شد.
27- مجازات قصاص دارای کدام جنبه است؟
1- جنبه خصوصی 2- جنبه عمومی 3- جنبه خصوصی و عمومی 4- جنبه انتقام جویی
28- منظور از مصادره خاص چیست؟
1- ضبط بخشی از دارایی که موثر در وقوع جرم بوده است.
2- ضبط قسمتی از دارایی با توافق مجرم
3- ضبط قسمتی از دارایی به مصلحت مجرم
4- ضبط قسمتی از دارایی با توجه به وضعیت مجرم
29- با توجه به نظریات مکتب تحققی اقدامات تامینی در چه زمانی باید مورد استفاده قرار گیرند؟
1- بعد از ارتکاب جرم
2- در زمانیکه فرد مرتکب تکرار جرم شده است.
3- در زمانیکه فرد مرتکب جرمی شده و حالت خطرناک او مشخص شده است
4- در زمانیکه حالت خطرناک فرد ثابت شده که میتواند بعد از ارتکاب جرم باشد یا قبل از آن
30- وظیفه قاضی در برخورد با معاذیر قانونی چیست؟
1- صدور حکم با توجه به موارد مذکور در قانون اجباری است.
2- صدور حکم با توجه به موارد مذکور در قانون اختیاری است.
3- صدور حکم بدون توجه به موارد مذکور در قانون اجباری است.
4- صدور حکم بدون توجه به موارد مذکور در قانون اختیاری است.
1-دو مفهوم متفاوت اصل مسئولیت کیفری شخصی وتفاوت آن با اصل مسئولیت کیفری فردی را توضیح دهید ؟
2-مدیر شرکت آب وفاضلاب شهرستان اهواز با علم از اینکه یکی از کارمندان آن اداره در حال ارتکاب جرم اختلاس می باشد ومبالغ زیادی از این طریق به نفع خود برداشت نموده است با بی اعتنایی از اعلام جرم وی به مرجع قضایی ذیصلاح خودداری می ورزد ِآیا میتوان وی را به عنوان معاون جرم تحت تعقیب قرارداد یا خیر مستند قانونی خود را بنویسید ؟
3-الف وب با هم توافق میکنند که ج را به قتل برسانند در روز موعود الف با مراقب ونگهبانی و ب با شلیک گلوله به اشتباه د را که شباهت فراوانی به ج دارد به قتل می رساند الف وب به اتهام قتل عمدی تحت تعقیب قرار می گیرند لیکن الف مدعی است که وی با ب در قتل ج موافقت کرده بود که به علت اشتباه ب قتلی را که مورد توافق بوده واقع نشده است به نظر شما آیا میتوان الف را معاون در قتل دانست یا خیر ؟
4-الف از ب میخواهد واورا تحریک میکند که با همسرش رابطه جنسی برقرار کند ب نیز به این در خواست پاسخ مثبت میدهد ومرتکب جرم زنا میشود پاسخ دهید نحوه تعیین مجازات الف به عنوان معاون جرم چگونه خواهد بود ؟
5-یک نمونه قانونی مثال بزنید که شخصی در قبال عمل عمدی دیگر مسئولش شناخته شده است ؟
6-چنانچه شخصی در حین ارتکاب جرم از سلامت عقل برخوردار بوده پس از وقوع جرم در حین دادرسی مبتلا به جنون گردد مرجع رسیدگی کننده چه تصمیمی باید اتخاذ نماید وآیا این تصمیم قابل شکایت است یا خیر ؟
7-کارفرمایی با ملاحضه قیافه ظاهری وبه تصور اینکه کودک بالای 15 سال سن دارد در یک کارگاه فرشبافی استخدام می کند سپس با مراجعه بازرس اداره ومشاهده شناسنامه معلوم میگردد که وی زیر 15 سال سن دارد وبه استناد ماده 79 قانون کار او را به مرجع قضایی معرفی میکند کارفرما در دادگاه ادعای اشتباه نسبت به سن قانونی کودک مینماید به نظر شما ادعای اشتباه از وی پذیرفته میشود یا خیر ؟ دوم به نظر شما کارفرما از نظر فقهی چه نوع جهلی را مرتکب شده است ؟
نمونه سوالات درس حقوق بین الملل 1-جناب استادعلی رضوان پور-دانشگاه ازاد
1-تعریف کنید.
حقوق بین الملل-حقوق بین الملل عام -حقوق بین الملل خاص-امین معاهده-معاهده -ضمانت اجرایی-حقوق بین الملل ونهادهای بین الملل-حقوق بین الملل وسازمان های بین المللی
2-ضمانت اجراهای حقوقی در حقوق بین الملل را نام ببریدودومورد را توضیح دهید.
3-ضمانت اجرا در نظام ملل متحدرا تعریف کنید ودومورد را توضیح هید
4-درخصوص موافت نامه های نزاکتی توضیح دهید.
5-معاهده چیست؟وطبقه بندی آن از حیث ماهوی را نام ببرید وتوضیح دهید.
6-اختیارنامه چیست؟چه کسانی ازداشتن اختیارنامه معافند؟
7-آثارمعاهده چیست ؟اثارمعاهده در حکومت کدامندتوضیح دهید
8-درخصوص تحقیق ارسالی درچندسطرتوضیح دهید
منبع:کتاب حقوق بین الملل نوشته دکترمحمدرضا ضیایی بیگدلی انتشارات گنج دانش
قسمت الف-تشریحی:
1-چه اشخاصی تاجر محسوب می شوند؟
2-اشخاص حقوقی در حقوق ایران چگونه تاجر محسوب می شوند؟
3-شخصی مبلغی به او ارث رسیده وبه هندوستان رفته است وهمه آن را چای خریده است ودر بین راه تمام چای ها را دزد دریایی برده است.
الف-ایا این شخص تاجرمحسوب می شود؟چرا؟
ب-آیا عمل این شخص تجاری محسوب می شود؟چرا؟
قسمت ب-سوالات تستی:
1)به طور کلی از نظر حقوقی شخص به چند دسته تقسیم میشود؟
1- به سه دسته: شخص حقیقی، شخص حقوقی و شخص طبیعی
2- به دودسته شخصحقیقی یا طبیعی و شخص حقوقی
3- به دودسته شخص حقیقی و شخص طبیعی
4- به سه دسته شخص حقوقی، شخص حقیقی و شخص ثالث
2) کدام گزینه زیر درست است؟
1- شخص حقیقی همان افراد از نوع بشر صرف نظر از ویژگیهای اختصاصی آن ها است
2- شخص حقوقی امر اعتباری غیر قابل لمس و رویت می باشد
3- شخص حقیقی یا شخص طبیعی موجود قابل لمس و رویت می باشد
4- همه موارد فوق
3) اشخاص از نظر نتیجه و حاصل فعالیت به چند گروه تقسیم میشوند؟
1- اشخاص حقوقی خصوصی
2- اشخاص حقوقی عمومی
3- اشخاص حقوقی خصوصی و اشخاص حقوقی عمومی
4- هیچکدام
4) در موارد سکوت، نقص و یا اجمال حقوق تجارت کدام گزینه درست است؟
1- بایستی به قواعد حقوق مدنی مراجعه نمود
2- باید به تصمیمات خبرگان تجاری مراجعه نمود
3- در آن مورد خاص هیچ نوع عملی نمی توان انجام داد
4- آن عمل تجاری را باید کان لم یکن تلقی نمود
5)در رابطه با شمول حقوق تجارت کدام گزینه زیر درست نمیباشد؟
1- اصولاً حقوق تجارت فعالیتهای مربوط به گردش ثروت را تنظیم می کند
2- اصولاً حقوق تجارت فعالیتهای مربوط به گردش ثروت و تولیدات کشاورزی را تنظیم میکند
3- اصولاًحقوق تجارت فعالیتهای مربوط به گردش ثروت و استخراج و نظایر آن را تنظیم میکند
4- گزینه های 2و3
1)به طور کلی از نظر حقوقی شخص به چند دسته تقسیم میشود؟
1- به سه دسته: شخص حقیقی، شخص حقوقی و شخص طبیعی
2- به دودسته شخصحقیقی یا طبیعی و شخص حقوقی
3- به دودسته شخص حقیقی و شخص طبیعی
4- به سه دسته شخص حقوقی، شخص حقیقی و شخص ثالث
2) کدام گزینه زیر درست است؟
1- شخص حقیقی همان افراد از نوع بشر صرف نظر از ویژگیهای اختصاصی آن ها است
2- شخص حقوقی امر اعتباری غیر قابل لمس و رویت می باشد
3- شخص حقیقی یا شخص طبیعی موجود قابل لمس و رویت می باشد
4- همه موارد فوق
3) اشخاص از نظر نتیجه و حاصل فعالیت به چند گروه تقسیم میشوند؟
1- اشخاص حقوقی خصوصی
2- اشخاص حقوقی عمومی
3- اشخاص حقوقی خصوصی و اشخاص حقوقی عمومی
4- هیچکدام
4) در موارد سکوت، نقص و یا اجمال حقوق تجارت کدام گزینه درست است؟
1- بایستی به قواعد حقوق مدنی مراجعه نمود
2- باید به تصمیمات خبرگان تجاری مراجعه نمود
3- در آن مورد خاص هیچ نوع عملی نمی توان انجام داد
4- آن عمل تجاری را باید کان لم یکن تلقی نمود
5)در رابطه با شمول حقوق تجارت کدام گزینه زیر درست نمیباشد؟
1- اصولاً حقوق تجارت فعالیتهای مربوط به گردش ثروت را تنظیم می کند
2- اصولاً حقوق تجارت فعالیتهای مربوط به گردش ثروت و تولیدات کشاورزی را تنظیم میکند
3- اصولاًحقوق تجارت فعالیتهای مربوط به گردش ثروت و استخراج و نظایر آن را تنظیم میکند
4- گزینه های 2و3
6)کدامیک جز منابع حقوق نمیباشد؟
1- قانون
2- رویه قضایی
3- تشکیلات قضایی
4- عرف و عادت حقوقی
7) منظور از عرف و عادت در حقوق تجارت کدام است؟
1- قواعد و اصول معمول به تجار و بازرگانان در روابط تجارتی
2- قواعد و اصول مربوط به تجارت خارجی است
3- آداب و رسوم جامعه است
4- اصول اولیه زندگی اجتماعی است
8) رسوم حقوقی تجارت به چه معنی میباشد؟
1- اصولیکهدرعملبهوجودآمده و فقط یکی از طرفین معامله بطور ضمنی خود را مشمول و ملزم به آن بداند
2- اصولیکهدرعملبهوجودآمدهوفقط یکی از طرفین معامله بطور مکتوب خود را مشمول و ملزم به آن بداند
3- اصولیکهدرعملبهوجودآمده و طرفین معامله بطور ضمنی خود را مشمول و ملزم به آن بدانند
4- اصولیکهدرعملبهوجودآمده وطرفین معامله بطور مکتوب و باصراحتخودرا مشمول و ملزم به آن بدانند
9)تفاوت عرف وعادت حقیقی با قانون درچیست؟
1-در این استکه در مورد عرف وعادت حقوقی احتمالتردید وجود دارد
2- عرف و عادت حقوقی همان قانون است
3- در این استکه عرف وعادت حقوقی فاقد ضمانت اجراست
4- موارد 3و1
10)منظور از رویه قضایی کدام گزینه است؟
1- استنباط قضات دادگاهها از قوانین و مقررات است
2- استنباط قضات دادگاهها از ادله ارائه شده توسط افراد در دادگاههاست
3- استنباط مردم از قوانین و مقررات است
4- استنباط عامه مردم و قضات دادگاهها از قوانین و مقررات است
11)کدام مورد زیر در مورد انواع معاملات تجارتی درست نمی باشد؟
1- خرید یا تحصیل هر نوع مال منتقول به تقصد فروش یا اجاره و تصدی به حمل و نقل به هر نحوی که باشد
2- هر قسم عملیات دلالی یا حق العملکاری و تصدیی به عملیات حراجی
3- تاسیس و بکار انداختن هر قسم کارخانه که برای رفع حوائج شخصی باشد ومعاملات تجارتی که صرفا بین تاجر باشد
4- عملایت بیمه و هر قسم عملیات صرافی و بانکی
12)کدام مورد راجع به دسته بندی معاملات تجارتی درست است؟
1- معاملات تجارتی به سه دسته ذاتی، تشبیهی و تبعی تقسیم میشوند
2- معاملات تجارتی به سه دسته ذاتی، مطلق و تشبیهی تقسیم میشوند
3- معاملات تجارتی به سه دسته اصلی، تشبیهی و تبعی تقسیم می شوند
4- هیچیک از موارد فوق
13) به موجب قانون کدام گزینه معنی درست بیع است؟
1- تملیک عین
2- تملیک عین به عوض معلوم
3- تملیک عین به عوض نامشخص
4- موارد 3و2
14) شرایط صحت معامله یا عقد کدامست؟
1- قصد ورضای طرفین، بلوغ، رشد، مورد معامله که بایستی مال معین و قابل تسلیم باشد
2- قصد ورضای طرفین، بلوغ، مورد معامله که بایستی مال معین ومشروعیت جهت معامله
3- قصد و رضای طرفین ، مشروعیت، عقل و بلوغ
4- اراده طرفین به ایجاد رابطه حقوقی، بلوغ، عقل و مشروعیت
15) مال منقول عبارتست از :
1- به نقل از گفتار شخصی به فرد تعلق گیرد
2- مالی که قابلیت جابجایی دارد
3- مال منقول مصداق حقوقی ندارد
4- تلف شدن یا نقص و عیب خود مال در حین جابجایی مشکلی را ایجاد نمینماید.
16)کدام گزینه زیر درست تر است؟
1- قصد فروش درمورد معاملات تجارتی کفایت مینماید
2- تحقق سوددر مورد تجارتی تلقی شدن معالمه ضرورت دارد
3- قصد فروش در مورد تجارتی تلقی شدن معامله تجارتی کفایت می نماید و ضرورتی ندارد که سودی تحقق یابد
4- مورد 1و2 درست است
17) کدامیک از معاملات زیر تجارتی محسوب می شوند؟
1- هرگاه شخصی قصد فروش و کسب سود مادی داشته باشد لکن در عمل مال وی تلف و یا فاسد شود
2- هرگاه شخصی قصد فروش و کسب سود مادی داشته باشد لکن به دلیل تبلیغ یا رقابت اقدام به توزیع رایگان نماید
3- مواردی که به قصد مصرف درامورخیریه و یا کمک به دیگران انجام می شود
4- موارد 2و1
18) کدام مورد درباره عملیات دلالی صحت دارد؟
1- دلال مسئول هرگونه تقصیر خود فقفط برای یکی از طرفین معامله است
2- دلال هیچگونه مسئولیتی در قبال طرفین معامله ندارد
3- دلال مسئول هرگونه تقصیر خود در مقابل هر یک از طرفین باشد
4- دلال میتوان پاسخگو با شد یا نباشد
19) کدام گزینه زیر درست است؟
1- در هر صورتیکه فسخ معامله صورت گیرد دلال از مطالبه اجرت ساقط نمیشود
2- در صورت اقلاله تفاسخ حق دلال برای مطالبه اجرت ساقط می شود
3- در صورتیکه فسخ معالمه مستند به دلال باشد حق دلال برای مطالبه اجرت ساقط میشود
4- موارد 3و1
20)کدام یک از نهادهای زیر مرجع تشخیص عملیات بانکی در ایران تعیین شده اند؟
1- شورای اقتصاد
2- شورای عالی اداری
3- شورای پول و اعتبار
4- شورای نگهبان
21) چنانچه یک تولید کننده محصولات کشاورزی به منظور عرضه تولید خود کارگاه یا واحد بسته بندی ایجاد نماید بر اساس بند 14 از ماده 12 ق.ت؟
1- اقدام وی یک معامله تجارتی محسوب میگردد
2- اقدام وی یک معامله تجارتی محسوب نمیگردد
3- وی مرتکب یک عمل تولیدی شده است
4- وی مرتکب یک عمل خدماتی شده است
22)تصدی به محل و نقل در چه صورتی تجاری محسوب می شود؟
1- تحت هر شرایطی تجاری است
2- فقط زمانی که به حمل و نقل کالا ماسفر در مقابل دریافت وجه مبادرت نماید تجاری است
3- حتی در صورتیکه فقط برای حمل ونقل کارمندان خودنیز باشد تجاری محسوب میشود
4-موارد3و2
23) کدام گزینه زیر درست است؟
1- متصدی نمایشگاههای ترویجی و تبلیغی در راستای انتفاع مادی تجاری محسوب نمی شود
2- متصدی حراج با در اختیار قراردادن محل حراج واسطه گردش کالا میباشد
3- متصدی نمایشگاههای ترویجی و تبلیغی در راستای عدم انتفاع مادی تجاری محسوب می شود
4- رانندهتاکسی که ازتاکسی برای حمل ونقل مسافر استفاده می کند متصدی حمل و نقل محسوب میشود.
24)هرگاه یک فرد هنرمند مبادرت به اجرای نمایشگاهی به منظور عرصه آثار هنری خودمی نماید عمل وی:
1- یک عمل تاجری تلقی می گردد
2- عمل تاجری تلقی نمی گردد
3- چنانچه تعدادی از هنرمندان به این عمل مبادرت ورزند تجاری محسوب می شود
4- موارد 3و2 درست است
25) کدام مورد در رابطه با معاملات تشبیهی صحیح است؟
1- چون در گردش ثروت دخالتی ندارد رد زمره اعمال تجارتی شمرده نمی شود
2- به مصالحی از جمله فایده عملی، آنها را در فهرست معاملات تجارتی منظور نموده اند
3- تصدی به هر نوع تاسیساتی که برای انجام بعضی از امور ایجاد می شود معاملات تشبیهی تلقی می گردند
4- همه موارد
26) کدام گزینه زیر در رابطه با معاملات تبعی یا نسبی درست است؟
1-این گزینه معاملات به اعتبار اینکه توسط تاجر یا به ضمیمه عمل تجارتی انجام می شود معامله تجارتی به شمار می آیند
2- کلایه معاملاتی که اجزا یا خدمه تاجر برای امورتجارتی ارباب خود مینمایند جز معاملات تبعی هستند
3- کلیه معاملات بین تجار و کسبه و صرافان و بانکها که در آن طرفین تاجر باشند
4- همه موارد
27) به موجب حکم مقرر د رماده 1 قانون تجارت تاجر:
1-کسی است که شغل رسمی خود را معاملات تجارتی قراردهد
2- کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرارد هد
3- آن دسته اشخاص حقوقی هستند که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرار دهد
4- آن دسته از اشخاص حقیقی هستند که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قراردهد
28)کدام گزینه زیر در رابطه با تعریف شغل درست است؟
1- شعل عبارتست از فعالیت موقت یا غیر موقت که برای شاغل منشا درآمد و یا فایده مادی باشد و یا فعالیت برای رسیدن به چنین فایدهای
2- شغل فعالیتی است که در نتیجه آن، طی مراحل مختلف چرخه اقتصاد، کالا تولید و یا خدمت ارائه می شود نیا نیاز مادی و یا غیر ماد یا اشخاص در جامعه مرتفع گردد
29)کدامیک شرط وجود اهلیت تمتع برای شخص میباشد؟
1- بلوغ
2- عقل
3- زنده بودن
4- موارد1و3
30)کدام گزینه زیر درباره اهلیت درست نمی باشد؟
1- منظور از اهلیت توانایی بهرمند شدن است
2- منظور از اهلیت، اهل یک کشور بودن است
3- منظور از اهلیت، توانایی اعملا و اجرای حق است
4- منظور از اهلیت، دارا شدن حق است
31)کدام گزینه زیر در مورد اشتغال درست است؟
1- اصل بر آزادی اشتغال است
2- در برخی موارد طبق ضوابط برای اشتغال به امری شرط یا محدودیت و یا ممنوعیت صریح وجود دارد
3- برخی از مشاغل مانعه الجمع با شغل دیگری میباشند(مانند قضاوت)
4- همه موارد
32) نام دیگر دفاتر تجارتی:
1- دفاتر عملکردی
2- دفاتر قانونی
3- دفاتر بازرگانی
4- دفاتر حقوقی
33)کدامیک جز دفاتر تجارتی نمیباشد؟
1- دفتر روزنامه
2- دفتر کل
3- دفتر کپیه
4- دفتر اندیکاتور
34)کدام گزینه در مورد دفتر روزنامه درست است؟
1- تاجر بایستی همه روزه مطالبات و دیون و داد و ستد تجارتی خود را در آن دفتر ثبت نماید
2- مندرجات دفتر روزنامه بایستی متضمن جزئیات حقوق و تعهدات صاحب آن باشد
3- دفتر روزنامه نشان دهنده عملکرد روزانه تاجر است
4- همه موارد
35)درمواردیکهاشخاصاز سیستمهایمکانیکییاالکترونیکی حسابداری استفاده می کنند بایستی خلاصه اسناد را حداقل:
1- ماهی یکبار در دفتر روزنامه ثبت کنند
2- به طورهفتگی در دفتر نوزنامه ثبت کنند
3- هر 6 ماه یکبار
4- لزومی به ثبت کردن در دفتر روزنامه نمیباشد
36)کدام گزینه در مورد دفتر کل درست است؟
1- تاجر باید کلیه معاملات خود را حداقل هفته ای یک مرتبه ار دفتر روزنامه جدا کرده و انواع محتلف ان را جدا کرده و در آن دفتر به طور خلاصه ثبت کند
2- اشخاصیکهازایننوعدفاتر استفاده میکنند مکلفند برای ثبت کلیه داد وستدهای خود دفتر کل جداگانه نیز نگاهداری کنند
3- دفترکل نشان دهنده عملکرد روزانه تاجر است
4- موارد 1و2
37)دفتر دارایی:
1- دفتری است که تاجر باید هر 6 ماه صورت جامعی از کلیه دارایی منقول و غیر منقول و دیونو مطالبات خود را در آن ثبت و امضا نماید
2- دفتری است که تاجر باید هر سال صورت جامعی از کلیه دارایی منقول و دیون و مطالبات سال گذشته خود را به ریز در آن ثبت و امضاء نماید
3- دفتری است که تاجر با ید هر سال صورت جامعی از کلیه داراییمنقولو غیر منقول و مطالبات سال گذشته خود را در آن ثبت نماید
4- دفتری است که تاجر با ید هر سال صورت جامعی از کلیه داراییمنقول و غیرمنقول ودیون و مطالبات سال گذشته خود را در آن ثبت نماید
38) ثبت معاملات قبل از پلمپ دردفاتر تجارتی طبق قانون چه حکمی دارد؟
1- میتواند با نظر مدیر موسسه انجام گیرد
2- لزومی به پلمپ شدن این قبیل دفاتر وجود ندارد
3- فقط شماره گذاری آنها کفایت می نماید
4- ممنوع است
39)کدام گزینه زیر در مورد ثبت تجارتی درست است؟
1- ثبت تجارتی مستلزم تنظیم اظهارنامه مخصوص میباشد
2- هر تاجری که مکلف به ثبت تجارتی باشد بایستی در کلیه اسناد و صورتحسابها و نشریات خود در ایران شماره و ثبت مربوطه را درج نماید
3- ثبت تجارتی در مورد تجار را می توان مشابه ثبت احوال در مورد اشخاص حقیقی تلقی نمود
4- همه موارد
40) اسم تجارتی:
1- معرف موسسه بازرگانی است
2- جز حقوق کسبه و پیشه محسوب می شود
3- انتخاب آن اجباری است
4- 1و2 صحیح است
1-پس ازتعریف اصول فقه ،موضوع وغرض آنرا توضیح دهید
2-وضع تعیینی و وضع تعینی را با ذکر مثال توضیح دهید.
3-حقیقت ومجاز را تعریف کرده علامت های حقیقت ومجاز را فقط نام ببرید.
4-اصول لفظیه را تعریف کرده ومهمترین آنها را نام ببرید.
5-آیا ام دلالت بروجوب دارد؟با مثال توضیح دهید.
6-مهمترین تفاوت امر ونهی را بیان کنید.
7-اقسام مفهوم را با مثال توضیح دهید.
مخصص وانواع آن را با ذکر مثال توضیح دهید.
اقسام عام را با ذکر مثال بنویسید
|
دانشجوی گرامی در صورتیکه در زمان ثبت نام : 1- با مشکل آموزشی مواجه شدید با شماره های ذیل تماس بگیرید : اداره آموزش: 31482224 ،34182457 ، 34182655 ، اداره تحصیلات تکمیلی:34182880، 31482241 2- با مشکل مالی مواجه شدید با شماره های ذیل تماس بگیرید : اداره درآمد: 31482255 صندوق رفاه دانشجویی: 31482910 3-با مشکل فنی مواجه شدید با شماره های ذیل تماس بگیرید : پشتیبانی فنی ثبت نام: 34182366، 34182747 |
||
|
مراکز ستادی |
شماره تلفن |
|
کد شهر کرج |
026 | |
| تلفن گویای دانشگاه | 34182590-99 | |
دفتر بازرسی |
34182207 | |
حراست |
34182211 | |
انتظامات |
34182213 | |
اداره کل آموزش |
34182222 - 34182224 - 34182833 - 34182228 - 34182834 - 34182843- 34182829- 34182457 | |
فارغ التحصیلان |
34182227-2673 |
|
مشمولین |
341832698 | |
اتوماسیون تغذیه |
34182239 | |
امور مالی دانشجویان |
34182734-34182735-34182255 | |
| پشتیبانی نرم افزار | 34182747
34182366 |
|
معاونت پژوهشی |
34182738 |
|
باشگاه پژوهشگران جوان |
34182740 |
|
پایان نامه ها |
34182748 |
|
طرح های تحقیقاتی |
34182744 |
|
مقالات |
34182750 |
|
معاونت فرهنگی |
34182644 |
|
کتابخانه مرکزی |
34182512 |
|
درمانگاه سیدالشهداء |
|
|
مرکز مشاوره و راهنمایی |
34442090 |
|
|
ادارات مالی و آموزشی دانشکده ها |
||
|
نام دانشکده |
اداره آموزش | اداره مالی |
| دانشکده فنی | 34182339 | 34182761 |
| دانشکده روانشناسی | 34182435 | 34182432 |
| دانشکده تربیت بدنی | 34182716 | 34182724 |
| دانشکده حقوق وعلوم سیاسی | 34182603 | 34182611 |
| دانشکده الهیات و ادبیات عرب | 34182632 | 34182634 |
| دانشکده مدیریت و حسابداری | 34182515 | 34182514 |
| دانشکده دامپزشکی | 34182540 | 34182525 |
|
دانشکده علوم |
34182301 | 34182483 |
|
دانشکده پرستاری و مامایی |
34182572 | 34182585 |
|
دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی |
لینک شماره تلفن های داخلی دانشکده | |
| دانشکده سما خواهران |
داخلی 3150-- 32509500 |
|
| دانشکده سما برادران |
130و131- 32536888-32536686 |
|
| دانشگاه آزاد مرکز نظرآباد | 5346464-0262 | |
|
شماره های تماس دانشکده علوم به تفکیک گروه های آموزشی
|
|
| اداره آموزش | اداره مالی | |
| 34182301 | 34182483 | |
| مدیر گروه شیمی | کارشناس گروه شیمی | |
| 34182315 | 34182305 | |
| مدیر گروه ریاضی | کارشناس گروه ریاضی | |
| 34182698 | 34182304 | |
| مدیر گروه فیزیک | کارشناس گروه فیزیک | |
| 34182307 | 34182306 | |
| مدیر گروه میکروبیولوژی | کارشناس گروه میکروبیولوژی | |
| 34182405 | 34182404 | |
| مدیر گروه زمین شناسی | کارشناس گروه زمین شناسی | |
| 34182871 | 34182459 | |
| مدیر گروه علوم تجربی | کارشناس گروه علوم تجربی | |
| 34182637 | 34182445 | |
| گروه ارشد شیمی و فیزیک | گروه ارشد ریاضی و زیست | |
| 34182620 | 34182454 | |
| رایانه دانشکده | مدیر پژوهش | |
| 34182322 | 34182485 | |
| رییس اداره دانشجویی | کارشناس اداره دانشجویی | |
| 34182812 | 34182482 | |
| کارشناس امور کلاس | ||
| 34182350 | ||
|
||
|
شماره های تماس دانشکده ادبیات به تفکیک گروه های آموزشی
|
||
| ریاست دانشکده | معاون دانشکده | |
| 34182380 | 34182383 | |
| آموزش دانشکده | امور دانشجویی دانشکده | |
| 34182374 | 34182382 | |
| امور عمومی دانشکده | امور مالی دانشکده | |
| 34182384 | 34182361 | |
| گروه زبان و ادبیات فارسی (ارشد و دکترا) | گروه زبان و ادبیات انگلیسی (ارشد) | |
| 34182379 | 34182373 | |
| گروه زبان و ادبیات فارسی | گروه مترجمی زبان انگلیسی | |
| 34182385 | 34182378 | |
| گروه زبان و ادبیات انگلیسی | گروه ادبیات عربی | |
| 34182397 | 34182381 | |
| آموزش زبان و ادبیات انگلیسی ( کاردانی ) | آموزش زبان و ادبیات انگلیسی ( ارشد) | |
| 34182381 | 34182373 | |
| امور رایانه دانشکده | دبیرخانه دانشکده | |
| 34182463 | 34182414 | |
معاونت دانشکده
آقای دکتر افشین زرگر، استادیار، دکترای تخصصی روابط بین الملل و عضو هیات علمی دانشکده
حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج ،همکاری خود را در سال 1388 با واحــد
کرج آغاز نموده اند.
شماره تلفن دفتر: 34182607-026
شرح وظایف:
وظایف و اختیارات معاون دانشکده: "تمام یا قسمتی از وظایف و اختیارات رئیس دانشکده حسب مورد به معاون دانشکده محول میگردد." (بند ب از ماده 7 آییننامه جامع مدیریت دانشگاهها و موسسات آموزش عالی، پژوهشی و فناوری)
معاونت دانشکده پس از رئیس دانشکده، متولی اصلی امور آموزش، پژوهش و هماهنگی بوده و در این راستا مسئولیتها و وظایف زیر را بر عهده دارد:
1. برنامهریزی برای اجرای موثر برنامههای آموزشی مصوب
2. برنامهریزی برای فراهم شدن شرایط توسعه آموزش (راه اندازی رشته های جدید، مقاطع تحصیلی بالاتر و ...)
3. برنامهریزی برای ارتقاء فعالیتهای آموزشی اعضای هیئت علمی و جذب اعضای هیئت علمی جدید متناسب با نیازهای آموزشی
4. ارائه پیشنهادها و اجرای تدابیری در زمینه ارتقاء سطح کیفی پایان نامهها براساس تصمیمات متخذه در شورای پژوهشی دانشکده
1. برنامهریزی برای بازنگری برنامههای آموزشی و ارائه پیشنهاد به مراجع بالاتر
2. برنامهریزی برای تشویق و حمایت از دانشجویان ممتاز و استعدادهای درخشان
3. برنامهریزی برای جلب مشارکت اعضای هیئت علمی و گروههای آموزشی در فرآیندهای مدیریتی، عملیاتی و ارزشیابی
1. هماهنگی واحدهای مختلف در جهت نیل به اهداف سازمانی
2. هماهنگی فعالیتهای گروههای آموزشی در راستای اهداف کلان دانشکده و دانشگاه
3. هماهنگی فعالیتهای اداری و واحدهای تابعه در راستای اهداف کلان دانشکده و دانشگاه
4. برقراری ارتباط با معاونت آموزشی دانشگاه به منظور اطلاع از سیاستهای آموزشی و ارائه پیشنهادات و درخواستها
5. برقراری ارتباط با سایر واحدهای دانشگاهی، معاونتهای بهداشتی و درمانی و بیمارستان های آموزشی، نظام پزشکی و نظام پرستاری و به منظور ارائه پیشنهاد و جلب همکاری
1. نظارت بر فعالیتهای گروههای آموزشی
2. نظارت بر فعالیتهای اداره آموزش، واحد تحصیلات تکمیلی دانشکده، واحد توسعه آموزش
3. نظارت بر آموزش علمی و نظری دانشجویان و نحوه برگزاری کلاسهای دانشکده طبق برنامههای مصوب
4. نظارت بر انجام امور خدمات آموزشی از قبیل انتخاب واحد و امور مربوط به ترک تحصیل موقت و صدور مرخصی تحصیلی موقت دانشجویان و ...
5. نظارت بر حسن اجرای مقررات، آیین نامهها و قوانین آموزشی
1.اجرای سیاستها، خط مشیها و دستورات ریاست دانشکده و معاونت آموزشی دانشگاه
2. ارائه پیشنهاد، نظر و صدور دستور به منظور ارتقاء فعالیتهای آموزشی و اجرای سیاستها و خط مشیهای آموزشی در راستای مسئولیتهای محوله
3. ارجاع نامههای اداری و شکایات واصله به ادارات و واحدهای مربوطه، دریافت پیشنهادات اعضای هیئت علمی، گروههای آموزشی، واحدهای تابعه، دانشجویان و کارکنان و بررسی و دستور به اقدامات لازم، شرکت در جلسات شورای آموزشی و تحصیلات تکمیلی و هیئت رئیسه دانشکده
4. برگزاری کنفرانسهای علمی، کارگاه های آموزشی، دوره های بازآموزی
5. انجام مکاتبات لازم با واحدهای درون و برون سازمانی
1. ارزشیابی درونی گروههای آموزشی واحدهای آموزشی تابعه
2. ارزشیابی مستمر کارکنان آموزشی
3. ارزشیابی فرآیندهای آموزشی و برون دادها
4. ارزشیابی فعالیتهای آموزشی اعضای هیئت علمی دانشکده

جناب آقای لطفی -رییس محترم آموزش دانشکده حقوق وعلوم سیاسی کرج
مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این ، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـتدرگذشت برادرگرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .اندوه ما در غم از دست دادن ان عزیز بزرگوار در واژه ها نمیگنجد تنها میتوانیم از خداوند برایتان صبری عظیم و برای آن مرحوم روحی شاد و آرام طلب کنیم
جناب آقای دکترمیرابراهیم صدیق-ریاست محترم دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه آزاداسلامی کرج
با سلام
تلاش خالصانه و صادقانه شما آینه وظیفه شناسی و پژواک دانایی و تعهد است .
نتیجه بذر تلاش و کوشش شما ، درخت امیدی است که به بار می نشیند ونوید بخش آینده ای پرنشاط و زیبا است . درود بر همت بلند تان
بدینوسیله از زحمات و تلاشهای بیدریغ شما صمیمانه تقدیر و تشکر بعمل می آید.
توفیق و سلامتی شما را از درگاه ایزد منان مسئلت داریم.
زیرآب زدن اصطلاحی است که این روزها زیاد به کار می رود و طبیعتاً نیازی به توضیح معنای آن نیست.
پدیده زیرآب زنی به معنای ارائه گزارش یا عدم ارائه گزارش در خصوص یک موضوع به صورت راست یا دروغ به مدیر ,رئیس یا فردی است که در زندگی برای ما اهمیت دارد.یر آب زنی در هر قسم به معنی بدگویی از فردی در مقابل دیگران است که در نتیجه آن فرد مذکور موقعیت اجتماعی ,کاری و یا محبوبیتش را از دست بدهد.برای آنهایی که در بخش خصوصی یا دولتی کار و فعالیت می کنند، واژه «نان بریدن» نه تنها غریب و بیگانه نیست، بلکه باید خیلی هم مراقب باشند تا کسی نانشان را آجر نکند. آجرکردن و بریدن نان، روش های مختلفی دارد که در این زمینه به شکلی باور نکردنی پیشرفت کرده ایم.غیرمتخصصان و بی هنران، حداقل این یکی را خوب بلدند و به کار می بندند. دلیلش هم این است که «سازمان ها مبتنی بر شایسته سالاری نیست» همین هم موجب شده است تا برخی به جای اثبات خود به تخریب دیگران بپردازند. آنانی که تخصص و هنری دارند با ارائه خدمات و دستاوردهای علمی و خلق آثار، خود را در برابر قضاوت دیگران می گذارند.
خیلی ها بر این باورند که زیر آب زنی یک بیماری در نظام اداری است، این گفته گرچه درست است اما تاریخی نه چندان دور گواهی می دهد که این موضوع یک فرآیند تکاملی داشته است، چون در ابتدا زیر آب خانه ها را زده اند، پس از آن نوبت به زیر آب زنی در اداره ها و سازمان ها رسیده است.بخش اعظمی از عادت زیرآب زنی در افراد به گذشته ,روشهای تربیتی و نوع زندگی خانوادگی افراد بستگی دارد.بخش دیگری از این پدیده اجتماعی به سازمان ها و افرادی که گزارش هایی از این دست را می پذیرند هم بستگی دارد.
انواع زیر آب زنی:
1. ارائه گزارش نادرست در خصوص یک فرد
این بدان معنی است که عملی که از سوی فردی سر نزده است به وی نسبت داده شود و تلاش شود با استفاده از شواهد و مدارک ساختگی کاری را به فردی نسبت داده یا از او سلب کنند.
2. ارائه گزارش صحیح در خصوص یک فرد
در این شیوه یک عمل نادرست فرد برجسته شده و با بزرگ نمایی به رئیس گزارش می شود تا به این ترتیب موقعیت کاری وی تضعیف شود و یا آنکه جایگاه اجتماعی او تخریب گردد.
3. ترکیب اطلاعات صحیح و نادرست در خصوص یک فرد
زیرآب زن حرفه ای معمولا از این شیوه برای دستیابی به اهداف خود بهره می برد بدان معنا که کارها و رفتار های کسی که قصد تخریب او را دارد به شیوه دلخواه خودش تفسیر کرده و نظرات شخصی خودش را به دیگران القا می نماید.
بدگویی کردن، سخن چینی و زیر آب زدن در آیات وروایات:
سوره نساء آیه 85: هر كس شفاعت پسنديده كند، براى وى از آن نصيبى خواهد بود و هر كس شفاعت ناپسندى كند، براى او از آن [نيز ]سهمى خواهد بود و خدا همواره به هر چيزى تواناست.
پیامبر (ص) فرمود : هر كه از برادر خود نزد سلطانى بدگویی كند، خداوند متعال همه اعمال او را بر باد دهد و اگر به شخصى كه از او بدگویی كرده است ناراحتى يا گزندى رسیده باشد خداى متعال بدگویی كننده را با (هامان) در يك درجه از آتش قرار دهد. كنز العمّال : ٧٥٤٥.
امام علی (ع) فرمود: بدگویی کردن و سخن چينى را دروغ شمار، نادرست باشد يا درست. غرر الحكم : ٢٤٤٢.
امام على عليه السلام : بدترين مردم كسى است كه از برادران بدگویی کردن كند و احسان و خوبى [كردن خود] را از ياد برد. غرر الحكم : ٥٧١٣.
امام على عليه السلام : سخن چينى، خصلتِ شخص از دين برون شده است. غرر الحكم : ٩٠٠.
امام على عليه السلام : بدترين راست، سخن چينى است. غرر الحكم : ٢٩٣٩.
امام على عليه السلام : بدترين تلاش، جدايى انداختن ميان دو يار همدم است. غرر الحكم : ٤٤١٢.
امام صادق عليه السلام ـ به نقل از پدرانش ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بدترين مردم، شخص «مثلِّث» است. عرض شد : اى رسول خدا! مثلّث يعنى چه؟ فرمود: كسى كه از برادر خود نزد سلطان بدگویی کردن و بدگويى كند و در نتيجه، هم خودش را به هلاكت افكند، هم برادرش را و هم آن سلطان را.میزان الحکمه حدیث شماره 20729
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : براى يكديگر سخن چينى و خبر كشى نكنيد . كنز العمّال : ٨٣٥٣.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخن چينى موجب عذاب قبر مى شود. بحار الأنوار : ٧٧ / ٦٧ / ٦.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ديشب دو مرد نزد من آمدند و مرا بغل كردند و با خود بردند تا آنكه به مردى رسيدند كه در دستش چنگكى بود و آن را در دهان مردى مى كرد و دهانش را تا ته آرواره هايش مى شكافت و اين كار را مرتب انجام مى داد، پرسيدم : اين كيست؟ [يكى از آنها ]گفت : اينان كسانى هستند كه سخن چينى مى كنند. كنز العمّال : ٨٣٥٥.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ سخن چينى (هيچ خبر كشى) به بهشت نمى رود. میزان الحکمه حدیث شماره 20740
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سخن چينى و كينه توزى در آتش اند و اين دو در دل هيچ مسلمانى جمع نمى شوند. میزان الحکمه حدیث شماره 20741
امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود : آيا شما را از بدترين افرادتان آگاه نكنم؟ عرض كردند : چرا اى رسول خدا، فرمود : كسانى كه سخن چينى مى كنند، آنان كه ميان دوستان جدايى مى افكنند، كسانى كه براى افراد پاك و بى گناه عيب مى تراشند. میزان الحکمه حدیث شماره 20742
امام على عليه السلام : از سخن چينى پرهيز، كه آن تخم كينه مى افشاند و از خدا و مردم دور مى گرداند. غرر الحكم : ٢٦٦٣.
امام على عليه السلام : از سخن چينى ها بپرهيزيد كه آنها كينه ها بر جاى مى گذارند. بحار الأنوار : ٧١ / ٢٩٣ / ٦٣.
امام صادق عليه السلام ـ در نامه خود به نجاشى، فرماندار اهواز ـ نوشت : از بدگویی کردن كنندگان و سخن چينان بپرهيز و مواظب باش فردى از آنها تو را نلغزاند و مبادا خداوند روزى يا شبى تو را ببيند كه از اين جماعت اظهار نظرى و دخالتى را بپذيرى كه در اين صورت خداوند بر تو خشم مى گيرد و پرده ات را مى درد (رسوا و بى آبرويت مى كند). بحار الأنوار : ٧٧ / ١٩٠ / ١١.
امام صادق عليه السلام : از بزرگترين جادو، سخن چينى است، [زيرا ]با سخن چينى ميان دوستان جدايى افكنده مى شود، ياران يكدل را با هم دشمن مى كند، به واسطه آن خون ها ريخته مى شود، خانه ها ويران مى گردد و پرده ها دريده مى شود. آدم سخن چين بدترين كسى است كه روى زمين گام برمى دارد. بحار الأنوار : ٦٣ / ٢١ / ١٤.
مام صادق عليهالسلام: سعايت كننده قاتل سـه نفر اسـت : قـاتـل خودش و قاتل كسى كه از او سعايت مىكند و قاتل كسى كه پيش او سعايت مىكند .الخصال : 108 / 73 منتخب ميزان الحكمة : 570
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم: هر كه از برادر خود نزد سلطان سعايت كند ، خداوند متعال همه اعمال او را بر باد دهد و اگر به شخصى كه از او سعايت كرده است ناراحتى يا گزندى رسد ، خداوند متعال سعايت كننده را با هامان (وزير فرعون) در يك درجه از آتش قرار دهد .كنز العمّال : 7545 منتخب ميزان الحكمة : 570
پیامبر (ص) فرمود: كسى از شما حق ندارد از هيچ يك از يارانم چيزى به من بگويد؛ زيرا دوست دارم در حالى كه چيزى از شما در دلم نيست به سويتان بيايم. مكارم الاخلاق
قنبر می فرماید امیر المومنین (ع) مرا احضار کرد و نزد حضرت آمدم . نگاهی کردم و نارحتی را در صورتش دیدم. متعجب می نگریستم. فرمود: ای قنبر، نزد این مردی که اکنون از اینجا رفت برو و بگو (( آنچه خدا دوست نداشت به ما شنواندی. برو که خدا تو را حفظ نکند)) . وای بر او . چه کرده بود که مستحق چنین دعایی از سوی امیر المومنین (ع) شده بود؟ هنگامی که خبر گرفتم دانستم آن مرد نزد حضرت آمده بود و از عدهای سعایت و بدگویی کرده و بدیهایشان را گفته بود . بحار الانوار : ج 1 ص 119
اهداف زیر آب زنی:دست یابی به منافع ، کسب جایگاه بهتر ، خراب کردن وجه یک فرد و ... اصولا فردی که اقدام به زیرآب زدن می کند در پی کسب منفعتی می باشد ، اما بسیاری از زیر آب زدن منفعتی عایدشان نمی شود و صرفا از روی حسادت و کینه این کار را مرتکب می شوند.شاید زیر آب زنی به معنی امروزی آن هم خانواده با خاله زنک بازی باشدخاله زنک بازی بیشتر بین خانم ها ی در و همسایه و فامیل متداول بوده است،حتی امروزه در بسیاری از خانواده های تحصیل کرده این حرف های خاله زنکی رد و بدل می شود .زیر آب زنی و حرف های خاله زنکی پشت پرده فرهنگ ما یا همان یزر زمین فرهنگ ما می باشند .
راهکارها:
1.در صورتی که زیر آب زن غیر حرفه ای از نخستین روش برای تخریب شما بهره برده باشد و عمل غیر واقعی را به شما نسبت داده باشد تنها کافی است که پس از اطلاع از زیر آب زنی فرد مذکور حقیقت را آشکار کنید. در این موارد توصیه اکید بر آن است که پس از افشای عمل فرد مذکور هیچ گونه برخوردی با او انجام ندهید این امر علاوه بر اینکه او را شرمنده خواهد کرد بر بزرگی و اعتبار شما هم خواهد افزود.
2. در صورتی که کار نادرستی انجام داده اید و فرد زیر آب زن با استفاده از اشتباه خود شما موقعیتتان را متزلزل نموده است بهترین راهکار این است که اشتباه و خطای خود را بپذیرید . همچنین یاد آور شوید که هیچ فردی خالی از عیب و اشکال نیست.با چنین فردی رفتاری محتاطانه داشته باشید. بعدها می توانید طی یک صحبت دوستانه از او بخواهید پیش از گلایه از شما اشکالاتتان را به خودتان بگوید تا شما آنها را اصلاح نمایید.
3. زیر آبزنانی که از روش سوم یعنی ترکیب واقعیت و دروغ استفاده می کنند به شدت حرفه ای بوده و معمولا در شرایطی دست به کار می شوند که قصد نابودی شما را دارند و به فکر تصاحب موقعیت شغل و اجتماعی شما هستند.در برخورد با این افراد با ید دقت بسیار زیادی بکار ببرید همچنین با استفاده از دروغ هایی که در خصوص شما گفته اند بکوشید خود را از اتهامات مبرا کنید.بدترین شرایط زیر آب زنی این است که فرد مذکور به صورت ناشناس زیرآب زنی کرده باشد و شما از هویت او مطلع نباشید.بحثی که در این خصوص بسیار مهم است آنست که مدیران باید نهایت دقت خود را بکارببرند که در دام زیر آب زنان گرفتار نشوند ضرب المثل شنونده باید عاقل باشد از مصادیق چنین مواردی است که متاسفانه بعضا عاقل هم نیست!سازمان ها و محیط های اجتماعی که نسبت به بهداشت روانی در محیط کار بها می دهند و بر پایه اصول مدیریتی صحیحی بنا می شوند کمتر با این پدیده مذموم اجتماعی دست به گریبان خواهند بود.معمولا در هر سازمانی افرادی هستند که سبب توانایی هاشان مورد حسادت سایرین قرار می گیرند اما اگر افراد حسود سلطه جو هم باشند مشکل زیر آب زنی بروز خواهد کرد.
جمع بندی:
گاهی به دلیل نبود تحمل همدیگر در عرصه های سیاسی و فرهنگی، زیر آب زنی به عنوان یک شیوه رایج برای خارج کردن حریف از گود مورد استفاده قرار می گیرد. به تعبیری در چنین مواردی از سیاست ماکیاولیستی پیروی می شود، چون از هر شیوه و ابزاری برای حذف رقیب خود استفاده می کنند.
صد البته شما از آن دسته نخواهید بود که به هر شکلی مترصد تصاحب مدارج بالای اداری یا مفتخر به نورچشم شدن رئیس خود است؛ حتی با فرض این که مورد تبعیض واقع شده یا به جایگاه شایسته خود نرسیده باشید. اگر فردی در سازمان یا اداره شما به امر زیر آب زنی اشتغال دارد و در آن شهره است بدانید که چنین اشخاصی به زعم روانپزشکان دچار نوعی اختلال شخصیتی یا حتی روان پریشی هستند. البته نباید نقش جامعه ای هم که آنها در آن زندگی می کنند نادیده گرفت. به طور کلی کسانی که چنین رفتاری را از خود بروز می دهند شخصیت بالغی ندارندهمگی بر این باور یم که دنیا راه عبور است نه سرای ماندن ، پس اوقات گرانبهای مان را به خوشه چینی زیبا ترین و بهترین اعمال صرف کنیم نه زشت ترین و بیهوده ترین آنها.آیا بهتر نیست بجای زیر آب زنی و حسادت با یکدیگر رقابتی سالم داشته باشیم؟
حرف آخر:
پ.ن 1: همیشه به دوستت نزدیک باش، به دشمنت نزدیکتر...... آلپاچینو در پدرخوانده
پ.ن 2: بدترین گناه این است که به کسی که تو را راستگو می پندارد دروغ بگویی.... شکسپیر
پ.ن 3: ابله همیشه دنبال ابله بزرگتر می گردد که او را تحسین کند...... بوالو
مغزهای بزرگ درخصوص ایده ها بحث می کنند.مغزهای متوسط در مورد حوادث صحبت می کنند.مغزهای کوچک در باره مردم گفتگو می کنند.
یادمان نرود که «آبرو»؛ برتر از خون مومن است.

| آموزش زیرآب زنی و راه های مقابله با آن |
|
پدیده زیرآب زنی به معنای ارائه گزارش یا عدم ارائه گزارش در خصوص یک موضوع به صورت راست یا دروغ به مدیر ,رئیس یا فردی است که در زندگی برای ما اهمیت دارد. به گزارش بانکی دات آی آر این پدیده اجتماعی مذموم که بیشتر در ادارات مرسوم است در سایر ارگان های اجتماعی هم مرسوم بوده و بر روابط افراد اثر گذار است. زیر آب زنی در هر قسم به معنی بدگویی از فردی در مقابل دیگران است که در نتیجه آن فرد مذکور موقعیت اجتماعی ,کاری و یا محبوبیتش را از دست بدهد. بخش اعظمی از عادت زیرآب زنی در افراد به گذشته ,روشهای تربیتی و نوع زندگی خانوادگی افراد بستگی دارد.بخش دیگری از این پدیده اجتماعی به سازمان ها و افرادی که گزارش هایی از این دست را می پذیرند هم بستگی دارد.
انواع زیر آب زنی: 1. ارائه گزارش نادرست در خصوص یک فرد این بدان معنی است که عملی که از سوی فردی سر نزده است به وی نسبت داده شود و تلاش شود با استفاده از شواهد و مدارک ساختگی کاری را به فردی نسبت داده یا از او سلب کنند. 2. ارائه گزارش صحیح در خصوص یک فرد در این شیوه یک عمل نادرست فرد برجسته شده و با بزرگ نمایی به رئیس گزارش می شود تا به این ترتیب موقعیت کاری وی تضعیف شود و یا آنکه جایگاه اجتماعی او تخریب گردد. 3. ترکیب اطلاعات صحیح و نادرست در خصوص یک فرد زیرآب زن حرفه ای معمولا از این شیوه برای دستیابی به اهداف خود بهره می برد بدان معنا که کارها و رفتار های کسی که قصد تخریب او را دارد به شیوه دلخواه خودش تفسیر کرده و نظرات شخصی خودش را به دیگران القا می نماید. راهکارها: 1.در صورتی که زیر آب زن غیر حرفه ای از نخستین روش برای تخریب شما بهره برده باشد و عمل غیر واقعی را به شما نسبت داده باشد تنها کافی است که پس از اطلاع از زیر آب زنی فرد مذکور حقیقت را آشکار کنید. در این موارد توصیه اکید بر آن است که پس از افشای عمل فرد مذکور هیچ گونه برخوردی با او انجام ندهید این امر علاوه بر اینکه او را شرمنده خواهد کرد بر بزرگی و اعتبار شما هم خواهد افزود. 2. در صورتی که کار نادرستی انجام داده اید و فرد زیر آب زن با استفاده از اشتباه خود شما موقعیتتان را متزلزل نموده است بهترین راهکار این است که اشتباه و خطای خود را بپذیرید . همچنین یاد آور شوید که هیچ فردی خالی از عیب و اشکال نیست. با چنین فردی رفتاری محتاطانه داشته باشید. بعدها می توانید طی یک صحبت دوستانه از او بخواهید پیش از گلایه از شما اشکالاتتان را به خودتان بگوید تا شما آنها را اصلاح نمایید. 3. زیر آبزنانی که از روش سوم یعنی ترکیب واقعیت و دروغ استفاده می کنند به شدت حرفه ای بوده و معمولا در شرایطی دست به کار می شوند که قصد نابودی شما را دارند و به فکر تصاحب موقعیت شغل و اجتماعی شما هستند. در برخورد با این افراد با ید دقت بسیار زیادی بکار ببرید همچنین با استفاده از دروغ هایی که در خصوص شما گفته اند بکوشید خود را از اتهامات مبرا کنید. بدترین شرایط زیر آب زنی این است که فرد مذکور به صورت ناشناس زیرآب زنی کرده باشد و شما از هویت او مطلع نباشید. بحثی که در این خصوص بسیار مهم است آنست که مدیران باید نهایت دقت خود را بکارببرند که در دام زیر آب زنان گرفتار نشوند ضرب المثل شنونده باید عاقل باشد از مصادیق چنین مواردی است که متاسفانه بعضا عاقل هم نیست! سازمان ها و محیط های اجتماعی که نسبت به بهداشت روانی در محیط کار بها می دهند و بر پایه اصول مدیریتی صحیحی بنا می شوند کمتر با این پدیده مذموم اجتماعی دست به گریبان خواهند بود. معمولا در هر سازمانی افرادی هستند که سبب توانایی هاشان مورد حسادت سایرین قرار می گیرند اما اگر افراد حسود سلطه جو هم باشند مشکل زیر آب زنی بروز خواهد کرد. امروزه رشته ای با عنوان روانشناسی صنعتی یا روانشاسی صنعت و مدیریت وجود دارد که متخصصان این رشته چنین افرادی را شناسایی می کنند و به صورت مشاوره ای و بهداشت روانی به آنها کمک می کنند. تا از این حقارتی که دارند نجات یابند و کمک شان میکنند تا به این شیوه ها متوسل نشوند تا نه مزاحم دیگران شوند و نه خودشان را عذاب بدهند. ● سخن آخر: |
امروزه واژه «حقوق» استعمالات و كاربردهاى متفاوتى دارد. اين كاربردها و معانى گوناگون هرچند بى ارتباط با يكديگر نيستند، ولى از برخى جهات از يكديگر متمايزند:
1. «حقوق» به معناى دست مزد و حق الزحمه: مثلا، گفته مى شود: «حقوق كارمندان دولت». منظور از آن دست مزدى است كه اين افراد به طور ماهانه از دولت دريافت مى كنند.
2. حقوق عبارت است از: مجموعه قواعد و مقررّاتى كه بر روابط افراد يك جامعه در زمان معيّن به كاربرده مى شود. به ديگر سخن، حقوق مجموعه اى از بايدها و نبايدهايى است كه اعضاى يك جامعه ملزم به رعايت آن هستند و دولت ضمانت اجراى آن را به عهده دارد; مانند: حقوق ايران، حقوق مصر و حقوق مصر. تقريباً همه جوامع انسانى از گذشته تاكنون به نوعى با اين الزام هاى حقوقى همراه بوده اند.
«در اين معنا، از نظر اسلامى، واژه «شرع و شريعت» به كار مى رود; چنان كه مى گويند: "شرع موسى" يا "شرع اسلام"»1 به دليل آن كه از ديدگاه اسلامى، منشأ حق، خداوند متعال است، در تعريف «حقوق» گفته شده است: «حقوق عبارت از است: مجموعه قوانين و مقرّرات اجتماعى كه از سوى خداى انسان و جهان، براى برقرارى نظم و قسط و عدل در جامعه بشرى تدوين مى شود تا سعادت جامعه را تأمين سازد.»2
«حقوق» در اين معنا، جمع «حق» نيست، «بلكه با آن همچون كلمه اى مفرد معامله مى كنند. گويا مجموعه احكام و مقررّات حاكم بر يك جامعه را يك واحد اعتبارى دانسته، نام "حقوق" بر آن نهاده اند... حقوق در اين معنا، با "قانون" مرادف است; مثلا، به جاى "حقوق اسلام" يا "حقوق روم" مى توان گفت: "قانون اسلام" يا "قانون روم".»3
3. «حقوق» جمع كلمه «حق»; بنابراين، «حقوق» به معناى امتيازات و ويژگى هاى هريك از افراد يك جامعه است كه گاه از آن به «حقوق فردى» تعبير مى شود; مانند: حق حيات، حق مالكيت، حق اُبوّت، حق بنوّت و حق زوجيت.4
در اين حالت، واژه «حق» از نظر ادبى حالت جمعى داشته و از نظر معنا نيز جمع مى باشد، در حالى كه «حقوق» در اصطلاح دوم، تنها از نظر ادبى و ظاهر داراى حالت جمعى است و از نظر مفهوم، داراى حالت «اسم جمع» مى باشد.
4. «حقوق» به معناى «علم حقوق» كه منظور از آن «دانش حقوق» است و در مقابل ساير علوم و دانش ها به كار مى رود; مانند: علم روان شناسى و علم جامعه شناسى. در اسلام، در اين معنا واژه «فقه» را به كار برده اند. كسى كه اين دانش را دارد، او را «فقيه» مى نامند.»5
حقوق ايران ارتباط زيادى با دانش فقه دارد. «قانون مدنى ايران»، كه داراى 1335 ماده است، عمدتاً از فقه شيعه اخذ شده و مباحث عمدهد آن عبارت از: اموال، اسباب تملّك (احياى اراضى موات و حيازت اشياى مباحه، عقود و معاملات و الزامات)، وصايا و ارث، اشخاص، ازدواج، طلاق، اولاد، خانواده، حجر، قيمومت، اقرار و شهادت (گواهى).
همچنين قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران در لزوم انطباق كليه قوانين با موازين اسلامى مى گويد: «كليه قوانين و مقررّات مدنى،جزايى، مالى، اقتصادى، ادارى، فرهنگى، نظامى، سياسى و غير اين ها بايد بر اساس موازين اسلامى باشد و اين اصل بر اطلاق يا عموم همه اصول قانون اساسى و قوانين و مقررّات ديگر حاكم است و تشخيص اين امر بر عهده فقهاى شوراى نگهبان است.»6
همچنين قانون اساسى درباره وظيفه قاضى مى گويد: «قاضى موظّف است كوشش كند حكم هر دعوا را در قوانين مدوّنه بيابد و اگر نيابد با استناد به منابع معتبر اسلامى يا فتاواى معتبر، حكم قضيه را صادر نمايد و نمى تواند به بهانه سكوت يا نقض يا اجمال يا تعارض قوانين مدوّنه، از رسيدگى به دعوا و صدور حكم امتناع ورزد.»7
لغت نامه دهخدا معانى متعددى براى اين واژه ذكر مى كند كه مهم ترين آن ها از اين قرار است: راست كردن سخن، درست كردن وعده، يقين نمودن، ثابت شدن، غلبه كردن به حق، موجود ثابت و نامى از اسامى خداوند متعال.8
و فرهنگ المنجد نيز براى واژه «حق» چند كاربرد و معنا ذكر مى كند كه برخى از آن از اين قرار است: ضد باطل، عدل، مال و ملك، حظ و نصيب، موجود ثابت، امر مقضى، حزم، سزاوار.9
با توجه به آنچه بيان شد، روشن مى گردد كه «حق» واژه اى عربى است كه به معناى «ثبوت» و «تحقق» است و وقتى مى گوييم: چيزى تحقق دارد، يعنى ثبوت دارد;10 و گاه معادل آن در زبان فارسى «هستى پايدار» به كار برده مى شود; يعنى هر چيزى كه از ثبات و پاى دارى بهره مند باشد، حق است.11
پس از بيان معناى لغوى حق، اين پرسش مطرح مى شود كه «حق در اصطلاح» داراى چه معنا يا تعريفى است؟ اينك به ذكر چند تعريف اصطلاحى اين واژه مى پردازيم:
الف. حق در اصطلاح فقه: «در فقه اهل سنّت، از حق تعريف نشده است.»12 فقهاى شيعه تعاريف گوناگونى از آن بيان داشته اند. ميرزاى نائينى در تعريف آن مى گويد: «حق عبارت است از سلطه ضعيف بر مال يا منفعت.»13
نيز گفته شده است: «حق نوعى سلطنت بر چيزى است كه گاه به عين تعلّق مى گيرد; مانند: حق تحجير، حق رهن و حق غرما در تركه ميت; و گاهى به غير عين تعلّق مى گيرد; مانند حق خيار متعلّق به عقد; گاهى سلطنت متعلّق بر شخص است; مانند: حق حضانت و حق قصاص. بنابراين، حق يك مرتبه ضعيفى از ملك و بلكه نوعى از ملكيت است.»14
همچنين گفته شده است: «حق عبارت است از قدرت يك فرد انسانى مطابق با قانون بر انسان ديگر، يا بر يك مال و يا بر هر دو، اعم از اين كه مال مذكور مادى و محسوس باشد; مانند خانه، يا نباشد; مانند طلب.»15
با توجه به تعاريف بيان شده، مى توان سه نوع حق را در نظر گرفت:
الف. قدرت يك شخص بر شخص ديگر; مانند: حق قصاص، حق حضانت و قدرت بستان كار بر طلب كار. قدرت يك انسان بر انسان ديگر. يك قدرت معنوى است. براى مثال، هرگاه بدهكار از پرداخت بدهى خويش كوتاهى كند، طلبكار مى تواند با طرح دعوا، او را به دادگاه كشانده، حق خويش را از او بگيرد.
ب. قدرت شخص مالك بر مال; اين حق از نوع قدرت مادى است كه خود دو صورت دارد: قدرت مالك بر مال منقول، مانند كتاب;و قدرت مالك بر مال غير منقول، مانند زمين.
ج. قدرت شخص بر مال و شخص ديگر باهم; براى مثال، هرگاه مستأجرى خانه اى را اجاره كند، از راه اين عقد اجازه، دو قدرت متفاوت به دست مى آورد: يكى قدرت مستأجر بر منافع مال مستأجره كه مى تواند از آن استفاده كند; و ديگرى قدرت مستأجر بر مؤجر. براى مثال، هرگاه خانه به تعميرات عمده نياز داشته باشد و مؤجر از تعمير آن كوتاهى كند، مى تواند او را به دادگاه بكشاند و وى را به تعمير خانه ملزم نمايد.16
ب. حق در اصطلاح حقوق: در تعريف «حق» نظرات گوناگونى وجود دارد. براى شناخت «حق»، اطلاع از اين تعاريف ضرورى است.
تعريف اول: «حق» عبارت است از: قدرت يا سلطه ارادى كه قانون در اختيار شخص قرار مى دهد.17
اين تعريف از سوى ويند شايد (Windscheid) و ساوينى (Savigny) ارائه شده است. دليل آنان اين است كه قانون در تنظيم روابط اجتماعى افراد با يكديگر، چهارچوب هاى خاصى را تعيين مى كند و هريك از افراد در اين محدوده، اراده خويش را اعمال مى كنند و اساساً در اين چهارچوب است كه «حق» ايجاد مى شود.18
در اين تعريف، از قدرت ارادى سخن به ميان آمده است، در حالى كه افرادى مانند مجنون، اطفال و سفيه فاقد اراده عقلايى هستند. لازمه تعريف مزبور آن است كه اين افراد از «حق» بى بهره باشند. ممكن است گفته شود كه قانون از طريق «ولىّ» يا «نايب» اين نقيصه را جبران ساخته است، ولى بايد گفت: حق آن است كه بالاصاله و نه از طريق ولىّ يا نايب باشد. به عبارت ديگير، مجنون و صبى نمى توانند مباشرتاً ايفاى حق نمايند.
تعريف دوم: «حق عبارت از مصلحتى است كه قانون از آن حمايت مى كند.»19
اين تعريف از سوى يكى از حقوق دانان آلمانى به نام اهرنج (Ihering) بيان شده است. بايد گفت: منفعت يا مصلحت جوهره حق محسوب نمى شوند، بلكه اين امر، غايت يا هدف مقصود از حق است و در واقع، تعريف به هدف شده است; چون مزايايى كه از اثبات حق به دست مى آيند، ذات حق نيستند. منافع مادى، كه شخص از مايملك خويش به دست مى آورد، ذات حق و جوهره حق محسوب نمى شوند.
تعريف سوم: «حق عبارت از قدرت ارادى است كه قانون در اختيار شخص قرار داده است و از اين طريق، مصلحت معيّنى را ايجاد مى كند.»20
در اين تعريف، سعى شده است بين «قدرت ارادى» و «مصلحت» جمع شود. بايد گفت: همان طور كه هيچ يك از قدرت ارادى و مصلحت به تنهايى جوهر و ذات حق نيستند، جمع بين آن دو نيز بيان كننده جوهره حق نيست.
تعريف چهارم: «حق عبارت از امتيازى است كه قانون در اختيار شخص قرار داده است و آن را از طرق گوناگون تضمين كرده است.»21
اين تعريف از سوى يكى از حقوق دانان بلژيكى به نام دابين (Dabin) بيان شده است. بيان مزبور اشكالات تعاريف سابق را ندارد. از اين رو، مورد قبول عده اى ديگر از حقوق دانان قرار گرفته است.22 با اين حال، تعريف مزبور كامل نيست و تنها به بخشى از ماهيت حق، يعنى «امتياز» توجه كرده است. براى رفع نقيصه مذكور، مى توان تعريف ذيل را ارائه داد:
تعريف پنجم: «حق عبارت است از: سلطه، توانايى و امتيازى كه به موجب قانون يا قواعد حقوقى، به اشخاص نسبت به متعلق حق داده مى شود كه به موجب آن مى توانند در روابط اجتماعى خويش، اراده خود را به يكديگر تحميل كنند و آنان را به رعايت و احترام آن الزام نمايند.»
همان گونه كه گذشت، «متعلّق حق» گاهى يك شىء خارجى است و گاهى يك انسان و گاهى هم هر دو. ضمناً در هر حقى، سه ركن يا عنصر اساسى يافت مى شوند:
صاحب حق يا كسى كه حق به نفع اوست، داراى حالت هاى گوناگونى است: گاه صاحب حق شخص حقيقى است; مانند: سعيد، حسن و تقى; و گاه صاحب حق، شخص حقوقى است; مانند: شركت ها، مؤسسات و دانشگاه ها. صاحب حق چنانچه شخص حقيقى باشد، گاه يك تن است، مانند حق شوهر بر زن و بالعكس; و گاه صاحب حق دو يا چند تن هستند; مانند آن جا كه عده اى صاحب يك خانه يا باغ هستند; و گاهى صاحب حق همه افراد يك جامعه هستند; مانند حقوقى كه ملت بر حاكم اسلامى دارند. در مواردى كه صاحب حق، شخصيت حقوقى است، حق براى اعضاى آن مجموعه نيست. «درست است كه عنوان اعتبارى "دولت" قائم به كابينه و اعضاى آن، يعنى رييس دولت و هيأت وزرا، است، لكن اين عنوان به لحاظ شخص آن ها نيست، بلكه به لحاظ مقام منصبشان مى باشد. اعضاى يك كابينه تا هنگامى كه در مقامات و مناصب خود باقى هستند، از «حقوق» خاص دولت استفاده مى كنند و هنگامى كه آن مقام را ـ به هر علتى ـ از دست دادند، حق بهره بردارى از آن حقوق خاص را نيز از دست مى دهند و آن را به اعضاى جديد كابينه مى سپارند. رفت و آمد اعضاى كابينه، حقوق دولت را دست خوش تغيير و روال نمى سازد، تنها اين حقوق از گروهى به گروه ديگير انتقال مى يابد، و اين خود نشانه آن است كه در «حقوق دولت» اشخاص حقوقى، صاحب حق اند، نه اشخاص حقيقى.»23
همچنين «كسى كه حق عليه اوست» ممكن است همين حالت هاى گوناگون را دارا باشد; يعنى «من عليه الحق» يا شخصى حقيقى است و يا شخص حقوقى; و شخص حقيقى گاه يك نفر، گاه دو يا چند نفر و يا حتى همه افراد جامعه هستند.
«معنايى كه از اين كلمه در قلمرو حق استفاده مى شود، مفهومى اعتبارى است; هنگامى كه مى گوييم: "حق خيار" يا "حق شفعه" يا "حق مرد بر زن" يا "حق زن بر مرد" همين مفهوم اعتبارى را در نظر داريم. اعتبارى بودن اين مفهوم به اين معناست كه به هيچ وجه "ما به ازاء" عينى خارجى ندارد و تنها در ارتباط با افعال اختيارى انسان ها مطرح مى شود. انسان هاى آزاد و صاحب اختيار يك دسته كارها را بايد انجام دهند و بايد از دسته ديگرى از كارها بپرهيزند. بر محور همين بايدها و نبايدهاى حاكم بر رفتار آدميان، مفاهيمى از قبيل «حق» و تكليف زاده مى شوند.»24
پس از بيان تعريف «حق»، به اقسام حق مى پردازيم. حق به اعتبار متعلق خود داراى اقسام گوناگونى است كه در ذيل به موارد مهم آن اشاره مى كنيم:
تقسم «حق» به «مالى» و «غيرمالى» مهم ترين تقسيم در اين باره است. «حق مالى امتيازى است كه حقوق هر كشور به منظور تأمين نيازهاى مالى اشخاص به آن ها مى دهد.»25 يا در تعريف آن گفته شده است: «حق مالى آن است كه اجزاى آن مستقيماً براى دارنده، ايجاد منفعتى نمايد كه قابل تقويم به پول باشد; مانند: حق مالكيت نسبت به خانه كه مستقيماً براى دارنده آن ارزش پولى دارد و يا حق طلب كه پس از ادا، قابل تقويم به پول مى باشد. چنان كه كسى از ديگرى ده خروار گندم طلب دارد، پس از ايفاى تعهد آنچه به دست مى آيد ده خروار گندم است كه قابل تقويم به پول مى باشد.26 از ويژگى هاى حق مالى، آن است كه قابل اسقاط و يا انتقال به غير است. براى مثال، مالك خانه يا صاحب گندم مى تواند آن را از طريق بيع، هبه و وصيت به غير واگذار نمايد و يا از آن اعراض كند.
در مقابل، «حق غير مال، امتيازى است كه هدف آن رفع نيازمندى هاى عاطفى و اخلاقى است.»27 و يا در تعريف آن گفته شده است: «حق غير مالى آن است كه اجراى آن، نفعى كه مستقيماً قابل تقويم به پول باشد، ايجاد نمى نمايد. مانند: حق زوجيت در زوجه دائمه كه مستقيماً براى زن ايجاد نفعى كه قابل تقويم به پول باشد نمى كند، ولى غيرمستقيم حق نفعه براى او ايجاد مى شود و در صورت فوت زوج، از او ارث مى برد.»28 يا مثلا، پدر و جدّ پدرى بر اساس29 ماده 1041 و 1043 قانون مدنى نسبت به دختر باكره داراى «حق ولاء» است و نكاح دختر موقوف به اجازه پدر يا جد پدرى اوست. حق ولايت پدر يا جدّ پدرى از نظر عرف، يك حق غيرمالى محسوب مى شود.
بنابراين، موضوع حق غيرمالى، روابط غير مالى افراد جامعه است و ارزش داد و ستد نداشته، به طور مستقيم قابل ارزيابى مالى نيست. «حقوق غيرمالى قابل واگذارى به غير نمى باشد و بعضى از آنان به سبب مخصوص قابل زوال است; مانند: زوجيت كه به وسيله نسخ نكاح و طلاق منحل مى گردد و بعضى ديگر دايمى و غيرقابل زوال است; مانند نبوّت (فرزندى) كه به هيچ وجه پدر و مادر نمى تواند نسبت مزبور را از خود سلب نمايند. همچنان كه بعضى از حقوق غير مالى قابل اسقاط و بعضى غيرقابل اسقاط هستند.»30
حق مالى به دو حق عينى و حق دينى قابل تقسيم است. «حق عينى» حقى است كه يك فرد نسبت به عين خارجى دارد كه كامل ترين آن «حق مالكيت» است، اعم از حق مالكيت نسبت به عين يا منفعت. براى مثال، مالك خانه نسبت به خانه دارى حق مالكيت است و هرگاه آن را به اجاره واگذار نمايد، در اين حالت، مستأجر نسبت به منافع خانه دارى حق است.31
«حق دينى» حقى است كه مالى كه شخص نسبت به ديگرى دارد و مى تواند ايفاى آن را از او بخواهد و مديون مكلف است آن را انجام دهد.
يك پرسش آن است كه چرا حق به حق عينى و دينى تقسيم شده است و اساساً حقوقدانان در پى تأمين چه هدفى بوده اند؟ پاسخ آن است كه مبناى اين تقسيم بندى به چگونگى استفاده انسان از اشياى خارجى بازمى گردد; «انسان براى ادامه زندگى به اين اشيا نياز دارد و حق دارد از آن ها استفاده كند. استفاده از اشيا از دو راه ممكن بوده است.
1. از مال موردنياز بىواسطه و مستقيم استفاده كند;
2. صاحب حق آن را به وسيله شخص ديگر اعمال كند و از او بخواهد كه مالى را تسليم كند يا كار مطلوب را انجام دهد.
پس به حكم منطق، مى توان حقوقى را كه امتياز انتقاع از اشيا را به شخص مى دهد، به دو گروه تقسيم كرد: «حق عينى» كه حاوى امتياز انتقاع مستقيم است; و «حق دينى» كه به شخص اختيار مى دهد مطالبه كار يا مالى را از شخص ديگر به او مى دهد.»32
حقوقدانان براى تحليل اين دو نوع حق، چهار ركن بيان داشته اند كه در ذيل بيان مى گردند:
اول. صاحب حق يا مالك;
دوم. موضوع حق يا ملك، و آن چيزى است كه شخص مالك نسبت به آن حق دارد.
سوم. ملكيت يا مالكيت و آن يك رابطه حقوقى يا مفهوم تصورى بين «مالك» و «ملك» است كه قانون آن را معتبر شناخته و مردم را مكلّف به احترام آن نموده است. از اين رو، گفته مى شود كه «حق عينى» در مقابل تمام افراد جامعه است و در اثر اين امر، حق تعقيب به صاحب حق عينى داده مى شود و مالك مى تواند مال خود را در دست هركس بيابد بگيرد.
چهارم. جزا، كه آن در خارج به دوگونه ظهور مى نمايد: يكى حمايت قانون از صاحب حق، تا كسى نتواند به مالك تعدّى كند; و ديگر اجبار به رفع تجاوز، در صورتى كه تعدّى صورت گرفته باشد; مثلا، هرگاه كسى مال ديگرى را غصب كند، قانون او را مجبور مى كند كه مسترد دارد و اگر تلف شده باشد ملزم مى شود بدل آن را به مالك بدهد. از اين رو، عده اى از حقوقدانان جزا را شرط تحقق حق مى دانند.33
حق دينى مانند حق عينى داراى چهار ركن است:
اول. صاحب حق يا متعهدٌله، يا طلبكار و يا داين;
دوم متعهد يا بدهكار و يا مديون، و آن كسى است كه در مقابل متعهدله، مكلّف و ملزم به دادن چيزى يا انجام عملى، يا خوددارى از عملى است.
سوم طلب يا دين، كه آن يك رابطه حقوقى يا يك امر اعتبارى و تصورى است كه قانون در اثر آن به بستانكار و متعهدله اختيار مى دهد كه از بدهكار مطالبه ايفاى تعهد را بنمايد.
چهارم. جزا، و آن حمايت قانون از طلبكار است. هرگاه مديون يا متعهد از تكليف قانونى سرباز زند، دولت، متعهد را مجبور به انجام آن مى نمايد.»34
برخى حقوق نسبت به حقوق ديگر از امتياز تقدّم و رجحان برخوردارند. از آثار حق عينى، تقدّم آن بر حق دينى است كه «صاحب حق مى تواند نزد هركس آن را بيابد، استرداد آن را بخواهد. بنابراين، هرگاه كسى كه عين مال ديگرى نزد اوست ورشكست شود، مالك، آن مال را استرداد مى نمايد، به خلاف آن كه اگر كسى از ديگرى يكصدهزار ريال طلبكار باشد و او ورشكسته شود، دارايى مديون به نسبت طلب بستانكاران تقسيم مى شود.»35
در تعريف «حقوق معنوى» گفته شده است: «حقوقى است كه به صاحب آن اختيار انتفاع انحصارى از فعاليت و فكر و ابتكار انسان را مى دهد. براى مثال، حقى كه تاجر و صنعتگر نسبت به نام تجارى يا شكل خاص و علامت كالاها و فرآورده هاى خود دارد و حقى كه نويسنده اثر ادبى يا مخترعى نسبت به آن اثر و اختراع پيدا مى كند، حق معنوى است.»36
توضيح آن كه پس از تقسيم «حق»، به «حق عينى» و «حق دينى»، حقوق ديگرى ظهور كردند كه از جهتى به حق عينى شبيه هستند و از جهت ديگر، به حق دينى. «به عنوان مثال، حقى كه مؤلّف بر آثار خود دارد، در برابر همه قابل استناد است و با حق مالكيت شباهت پيدا مى كند، ولى موضوع آن مانند ساير حقوق عينى، شىء خارجى نيست و متكّى به حاصل فكر و ابداع نويسنده است.»37
«حق مربوط به شخصيت» حقى است كه به هر انسان (با قطع نظر از وابستگى او به گروه اجتماعى خاص) تعلّق دارد و بيش تر از شخص انسان حمايت مى كند تا منافع مادى او. به ديگر سخن، اين حق به حفظ ذات و عرض انسان برمى گردد.38
حقوق مربوط به شخصيت، از شخصيت جسمى و نيز از شخصيت معنوى و روحى انسان حمايت مى كند و از اين نظر مى توان آن ها را به دو قسم تقسيم كرد:
الف. حمايت از شخصيت جسمى انسان: قانونگذار از شخصيت جسمى انسان حمايت كرده و حقوقى را براى آن در نظر گرفته است. انسان بر تماميت جسمى خود حق دارد و ايراد صدمه و ضرب و جرح و هرگونه تعرّض جسمى به شخص ممنوع و موجب مسؤوليت مدنى و كيفرى است.39
ب. حمايت از شخصيت معنوى و اخلاقى انسان: جنبه هاى غيرجسمى شخصيت آدمى نيز محترم و مورد حمايت قانونگذار هستند. در اين جا، به برخى مصاديق شخصيت معنوى و اخلاقى اشاره مى شود:
1. آزادى هاى فردى; مانند آزادى رفت و آمد، آزادى فكر و بيان، آزادى حق رأى و آزادى انتخاب شغل.
قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران درباره آزادى انتخاب شغل مى گويد: «هركس حق دارد شغلى را كه بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومى و حقوق ديگران نيست، برگزيند.»40
2. حق نام، حق عكس و تصوير; نام، عكس و تصوير و اوصاف ديگر جزو شخصيت انسان به حساب آمده، تعرّض به آن تعرض به شخصيت او محسوب مى گردد و ممنوع و موجب مسؤوليت است.
3. آبرو و شرف و حيثيت; اين گونه موارد نيز مورد حمايت قانون گذارند و توهين و افترا به ديگران موجب مسؤوليت است.41
4. حق مربوط به آثار فكرى و هنرى; اين گونه امور به شخصيت فكرى و هنرى انسان بازمى گردند. قانونگذار حقوق معنوى مؤلّفان و هنرمندان را محترم شمرده و به آنان اجازه داده در مورد نشر و يا عدم نشر اثر خود تصميم بگيرند و از تحريف و تغيير و انتشار آن به نام ديگيرى جلوگيرى نمايند و اختيار تجديدنظر در اثر خود را داشته باشند.42
5. حق تمتّع از زندگى خصوصى; مانند: مصونيت نامه ها و مكالمات تلفنى از فاشد شدن قانون اساسى در اين باره مى گويد: «بازرسى و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفنى، افشاى مخابرات تلگرافى و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آن ها، استراق سمع و هرگونه تجسّس ممنوع است، مگر به حكم قانون.»43
برخى از ويژگى هاى حق مربوط به شخصيت: در اين جا، به برخى اوصاف و ويژگى ها حقوق مربوط به شخصيت توجه مى شود كه در شناخت هرچه بيش تر اين نوع حقوق مؤثرند:
1. موضوع اين نوع حقوق مال يا شخص خارجى نيست. به عبارت ديگر، اين حقوق نه بر عين خارجى و نه بر شخص ديگر تعلق نمى گيرند، بلكه موضوع حقوق مربوط به شخصيت، تمام عناصر سازنده شخصيت در تمام جنبه هاى مادى و اخلاقى و فردى و اجتماعى است.44
2. «در حقوق مربوط به شخصيت، صاحب حق حاكم بر تصميم و انتخاب خود شناخته شده است.»45
3. اين نوع حقوق، چهره حمايتى دارند و در قلمرو احكام و قوانين قرار مى گيرند.46 هرچند حق مربوط به شخصيت، به جنبه اخلاقى و روحى و در يك كلام به شخصيت آدمى مربوط مى شود، قانونگذار با وضع قانون از آن حمايت مى كند. اين نوع حقوق، همانند حقوق مادى منشأ نزاع و كشمكش است و وضع قانون و اجراى آن به رفع اختلافات كمك مى كند. همان گونه كه گذشت، قانون اساسى در اصل بيست و هشتم از آزادى انتخاب شغل حمايت مى كند و در اصل بيست و پنجم، از استراق سمع، فاش ساختن مكالمات و هرگونه تجسّس منع مى كند.
4. حقوق مربوط به شخصيت، به گروه حقوق غير مالى نزديك است.47 البته اين بدان معنا نيست كه اين دو گروه يكى هستند يا حقوق شخصيتى بخشى از حقوق غيرمالى است; زيرا گاه برخى از حقوق در همان حال كه مربوط به شخصيت هستند، شامل حقوق مالى نيز مى شوند; مانند: آزادى تجارت و آزادى انتخاب شغل.
5. اين نوع حقوق اغلب قابل انتقال به ورثه نيستند و با پايان گرفتن شخصيت حقوقى انسان ساقط مى گردند; در مواردى هم اين حق به ورثه قانونى انتقال مى يابند; مثلا، ورثه شخص نسبت به كالبد بى جان او حق داشته، مى توانند نسبت به كفن و دفن جسد او تصميم بگيرند. و يا بر اساس ماده 12 قانون «حمايت حقوق مؤلّفان و مصنّفان و هنرمندان»، حق معنوى مؤلّف و هنرمند، پس از فوت او تا مدت سى سال به عهده ورثه اوست.48
6. حق مربوط به شخصيت، به وسيله طلبكاران قابل توصيف نيست. طلبكاران تنها مى توانند براى استيفاى طلب خويش، در خواست توقيف اموال مادى بدهكار را بدهند.49 بر اساس ماده 65 قانون «اجراى احكام مدنى»، مصوّب 1356 نمى توان تأليفات و ترجمه هاى مؤلّف را توقيف نمود.
7. برخى از حقوق شخصيتى قابل سلب و اسقاط نيستند. سلب شخصيت حقوقى به معناى مرگ حقوقى اوست;50 مانند اهليّت تمتّع يا قابليت دارا شدن حق. قانون مدنى مى گويد: «هيچ كس نمى تواند به طور كلى، حق تمتع يا حق اجراى تمام يا قسمتى از حقوق مدنى را از خود سلب كند.»51 همچنين قانون مدنى مى گويد: «هيچ كس نمى تواند از خود سلب حريّت كند و يا در حدودى كه مخالف قوانين و يا اخلاق حسنه باشد، از استفاده از حريّت خود صرف نظر نمايد.»52
«حق طبيعى» حقى است براى يك شخص كه عقل آن رابطه را موجود مى داند و مديون را در مقابل وجدان و عقل مسؤول مى شناسد، ولى قانون از آن حمايت نمى كند.53 به عبارت ديگر، اين حق فاقد جزء چهارم از اركان حق عينى، يعنى جزا، است. در قوانين برخى كشورها، دين يا طلب مشمول مرور زمان است. هرگاه دينى مشمول مرور زمان شود، قانون دعواى خواهان را غيرقابل استماع مى داند، ولى هرگاه مديون دين را به ميل خود ادا نمايد، دين ساقط مى شود. قانون مدنى ايران مى گويد: «در مورد تعهداتى كه براى متعهدله قانوناً حق مطالبه نمى باشد، اگر متعهد به ميل خود آن را ايفا نمايد، دعوى استرداد مسموع نخواهد بود.»54
با توجه به توضيحات بيان شده، به نظر مى رسد كه «حق طبيعى» در مقابل «حق قانونى» قرار مى گيرد; چه اين كه «حق قانونى» از حمايت «قانون» برخوردار است، به خلاف حق طبيعى.
«حق مطلق» حقى است كه در مقابل تمامى افراد جامعه است و تمامى افراد مكلّف به احترام به اين حق هستند. تمامى اقسام حقوق عينى از اين قبيل است. براى مثال، «حق مالكيت» حقى است كه تمامى افراد مكلّفند آن را رعايت نموده، به آن تجاوز نكنند.55
«حق نسبى» آن است كه در مقابل يك يا چند نفر بوده، تنها براى اشخاص معينى ايجاد تكليف مى كند. تمامى حقوق دينى از اين قبيل هستند. حق طلبكار فقط در مقابل بدهكار است و از او مى تواند انجام تعهد خود را بخواهد و هيچ گونه تكليفى براى افراد ديگر ايجاد نمى شود.56
«حق منّجز آن است كه پس از پيدايش سبب، بلافاصله موجود گردد و بستگى به وجود يا عدم امر ديگرى نداشته باشد»;57 مثلا، هرگاه (الف) خانه خود را به (ب) بفروشد، پس از ايجاب و قبول، خانه به ملكيت (پ) درمى آيد و (الف) مالك پول مى گردد. در اين حالت، حق فروشنده نسبت به ثمن و نيز حق خريدار نسبت به مثمن (خانه) منّجز است.
«حق معلّق آن است كه پس از پيدايش سبب، موجود نگردد و بستگى به وجود يا عدم امر ديگرى داشته باشد; مثلا، هرگاه شخصى باغ خود را به ديگرى وصيت نمايد، و وصى له هم آن را قبول كند، موصى له مالك آن نمى گردد، مگر پس از فوت موصى. بنابراين، حق موصى له نسبت به باغ مورد وصيت، معلّق بر فوت موصى است.»58
«حق موقّت» آن است كه داراى مدت باشد; مانند حق مستأجر نسبت به منافع عين مستأجره و يا حق زوجيت در ازدواج موقّت كه با پايان مدت، پايان مى يابد. در مقابل «حق دايم» آن است كه مدت نداشته باشد; مانند: حق مالكيت.59
«حق حال حقى است كه پس از پيدايش، بتوان بلافاصله آن را اعمال نمود.»60 براى مثال، فروشنده خانه پس انعقاد معامله، فوراً نسبت به پول خانه حق پيدا مى كند. بنابراين، حق فروشنده نسبت پول خانه «حال» است و بدين دليل، حق مطالبه آن را دارد.
«حق مؤجّل حقى است كه پس از مدت معيّنى بتوان آن را اعمال كرد.»61 براى مثال، خريدار، كتابى را به قيمت هزار تومان از فروشنده به نسيه مى خرد تا پول آن را پس از يك هفته بپردازد. پس از انعقاد معامله، فروشنده نسبت به خريدار حق دينى پيدا مى كند، ولى نمى تواند حق خود را طلب كند، مگر پس از يك هفته.
حق به اعتبار قابليت زوال، به دو قسم تقسيم مى شود: حق ثابت و حق متزلزل. «حق متزلزل» حقى است كه نمى توان آن را زايل كرد; مثلا، كسى كه خانه را به ديگرى مى فروشد، حق مشترى نسبت به خانه ثابت است; يعنى بايع نمى تواند آن را فسخ كند. «حق متزلزل» حقى است كه مى توان در مدت معيّنى ان را زايل نمود;62 مانند كسى كه باغ خود را به ديگرى مى فروشد و شرط مى كند هرگاه پول باغ را تا مدت يك ماه باز پس داد، بتواند معامله را فسخ كند. پس از معامله، مشترى مالك باغ مى شود و نسبت به آن حق پيدا مى كند، ولى حق او در مدت يك ماه متزلزل است.
حقوق فردى به سه گروه اصلى تقسيم مى شوند: حق سياسى، عمومى و خصوصى. «حق سياسى، اختيارى است كه شخص براى شركت در قواى عمومى و سازمان هاى دولت دارد; مانند: حق انتخاب كردن و انتخاب شدن در مجالس قانون گذارى و رياست جمهورى و پذيرفتن تابعيت.»63
«حق عمومى مربوط به شخصيت انسان و سلامتى جسمى و روحى او يا ناظر به رابطه دولت و مردم است; مانند: حق حيات، آزادى بيان و اجتماع و وجدان... در واقع، مى توان گفت: حقوق عمومى وسيله تأمين صيانت انسان در برابر تجاوز دولت ها و لجام زدن بر قدرت سركش است. با وجود اين، حقوق عمومى در روابط خصوصى نيز قابل استناد است. هركس بايد به حيات و آزادى و شرافت و شخصيت ديگران احترام گذارد، و گرنه مسؤول است تا جبران كند.»64
فصل سوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران درباره «حقوق ملت» است. اصل بيست و سوم قانون اساسى براى تضمين آزادى انديشه مى گويد: «تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمى توان به صرف داشتن عقيده اى مورد تعرّض و مؤاخذه قرار داد.» نيز در اصل بيست چهارم امده است: «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند...»
«حق خصوصى، امتيازى است كه هر شخص در برابر ديگران دارد كه هر شخص در برابر ديگران دارد; مانند حق مالكيت، حق انتفاع، حق شفعه، حق رهن و حق خيار. سبب ايجاد حق خصوصى ممكن است عمل حقوقى و ناشى از اراده باشد يا اجراى قاعده حقوقى در روابط اجتماعى (وقايع حقوقى)، ولى در هر حال، در برابر هر حق خصوصى، تكليفى نيز براى شخص مقرر شده است.»65
هرچند از دیدگاه فقهای عظام شهادت عدمی (شهادت نفی) معتبر نیست لیکن آگر آن برگشت به شهادت بر اثبات باشد بلامانع است. به دیگر سخن شهادت بر لوازم وجودی امر عدمی مسموع است و دادرس باید از راه احراز آن لوازم، پی به ملزوم برد و لوازم عرفی و عادی دراین باره کافی است (ترمینولوژی حقوقی، دکتر لنگرودی، ص 399). چنانکه شهادت بر اعسار نمونه اجلی و روشن این نوع شهادت است لیکن آن از طریق اثبات درآمد و هزینه کرد و بررسی وضعیت دارایی مثبت و منفی خواهان آن قابل اثبات است.
همچنین با مطالعه منابع زیر صحت مدعای پیش گفته اثبات میشود:
دانش نامه حقوقی، لنگرودی، ج 1 ص 504 و ج 5 ص 195 و 196
جواهر ج4/370/23 و 24
قضاء، آشتیانی، ص 109
الاشباه و النظائر، ابن نجیم ، ص 222
دایره المعارف علوم اسلامی، ص 357 تا 430
سلوک الملوک ص 133
مسبوط در ترمینولوژی حقوقی، لنگرودی، ج 3 ص 2311 (به نقل از منبع آخری).
http://hassani.ir
دیوان عالی کشور ایران فرصت یافته است تا در یکی از آرای درخشان خود نظریه «اثبات ناپذیری مطلق امر عدمی»را مورد تشکیک قرار داده،اثباتپذیر بودن آن را از طریق یک امر وجودی ملازم با آن ممکن بشمارد:
«دلیلی بر اینکه امر عدمی بهطور کلی قابل تحقیق و رسیدگی نباشد موجود نیست و ممکن است به شهادت مطلعین مشتمل بر امر وجودی باشد،لذا عدم قبول تقاضای مزبور بهعنوان اینکه در امر عدمی مورد ندارد صحیح نخواهد بود.»
دیوان عالی کشور،رأی شماره 1706 مورخ 8/7/1318 به نقل از:
صدرزاده افشار(سید محسن):«ادّلهء اثبات دعوتی در حقوق ایران»،تهران،مرکز نشر دانشگاهی،1376،ص 25
noormags.ir
| نام درس | و. نظری | و. عملی | روز وساعت تشکيل کلاس | محل تشکیل کلاس | ساعت امتحان | تاریخ امتحان | نام استاد | نام گروه | جنسیت |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| حقوق بين الملل عمومي (2)[م] | 2.0 | 0.0 | دوشنبه14:00 15:30 ش 404 دوشنبه15:45 17:15 ش 404 | -- | 10:30 | 02/06/94 | افشین زرگر | مختلط | |
| حقوق كار [م] | 2.0 | 0.0 | 1شنبه14:00 15:30 ش 502 چهار 1شنبه15:45 17:15 ش 502 | -- | 14:00 | 01/06/94 | خليلي اسماعيل | مختلط | |
| حقوق سازمانهاي بين المللي [م] | 2.0 | 0.0 | شنبه09:45 11:15 ش 404 شنبه11:30 13:00 ش 404 | -- | 08:00 | 02/06/94 | صراف يزدي غلامرضا | مختلط | |
| حقوق بين الملل خصوصي (2)[م] | 2.0 | 0.0 | چهار شنبه14:00 15:30 ش 504 چهار شنبه15:45 17:15 ش 504 | -- | 10:30 | 03/06/94 | احمدي پنجكي غلامرضا | مختلط | |
| متون فقه (2) [م] | 2.0 | 0.0 | سه شنبه14:00 15:30 ش 501 سه شنبه15:45 17:15 ش 501 | -- | 08:00 | 04/06/94 | منصوررمضانخانی | مختلط |
ریاست دانشكده 
آقای دكتر میر ابراهیم صدیق استادیار، دكترای علوم سیاسی و عضو هیات علمی دانشكده علوم سیاسی و حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد كرج ،همكاری خود را در سال 1382 با واحد كرج آغاز نموده اند.
معاون دانشکده:دکترافشین زرگر
2-تفاوت دعوای مزاحمت وممانعت ازحق را با ذکرمثال بیا کنید وبگویید آیا طرح دعوای ورود ثالث وجلب ثالث دراین دو دعوا امکان پذیراست؟چرا؟
3-خصوصیات قواعد صلاحیت ذاتی را ذکرکنید ویکی را توضیح دهید.
4-انواع اختلاف در صلاحیت را ذکرکنید وبیان کنید در چه مواردی دادگاه تجدید نظر استان حل اختلاف می کند.
منبع:کتاب آیین دادرسی مدنی دکترعبدالله شمس وجزوه کلاسی
مبارزه با تروریسم همواره یکی از دغدغه های جامعه جهانی بوده است اما حدوث یک سلسله وقایع در دوران معاصر سبب عطف توجه جدی جامعه بین المللی به این پدیده گشته است. مهم ترین این وقایع را می توان عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر 2001 در امریکا دانست. این حادثه ایجاد کننده نقطه عطفی در رویکرد جامعه جهانی به پدیده تروریسم می باشد. هر چند پیش از بروز حوادث یازده سپتامبر نیز عملیات تروریستی در نظام بین المللی مطرود و ممنوع بود اما پس از این وقایع بود که جنگ بر علیه ترور بهمعنای واقعی کلمه آغاز شد. و در این جنگ، حتی بعضی از بنیادی ترین قواعد بین المللیمانند قاعده عدم توسل به زور ، زیر پا نهاده شد. امروزه مبارزه با تروریسم در نظام بین المللی از چنان اهمیتی برخوردار شده است که گزاف نخواهد بود اگر بگوییم این موضوع، مهم ترین و مناقشه برانگیز ترین حوزه در حقوق بین الملل معاصر است.هر چند در مورد انگیزه ها و دلایل حقیقی مبارزه با پدیده تروریسم، شک و تردیدهایی ابراز گشته است و بسیاری از کشورها مبارزه با تروریسم را صرفا بهانه ای جهت مداخله جویی در امور دیگر کشورها قلمداد می نمایند اما در هر حال در خصوص مذمومیت ترویسم و لزوم سرکوب آن در حقوق بین الملل نوعی اتفاق و اجماع جهانی وجود دارد و امروزه هیچ کشوری وجود ندارد که با نفس مبارزه با این پدیده مخالفت داشته باشد. نظام بین المللی همانند دیگر نظام های حقوقی ناگزیر از جرم انگاری اقدامات نقض قواعد بنیادین و آمرانه خود می باشد. بررسی ومطالعه جرائم شناخته شده در نظام حقوق بین الملل کنونی، موید این دیدگاه است. از این رو ارتکاب اینگونه اقدامات مخاطره آمیز همچون تروریسم در صحنه بین المللی با اهداف اختلال در ثبات امنیت بین المللی، تهدیدی علیه صلح و امینت بین المللی به شمار می آید. بدیهی است که اقدامات تروریستی به مثابه خشونت سخت متضمن تشکیلات و سازمان هایی هستند که به طور مستمر، منظم و برنامه ریزی شده به انحاء مختلف امنیت را به مخاطره می افکنند. معذلک قبل از وقوع اقدامات تروریستی در سپتامبر 2001 وظیفه پیشگیری و مقابله با اینگونه اقدامات بر عهده اراده جهانی در قالب معاهدات بین المللی نهاده شده بود که پس از وقوع آن حملات و به رغم ورود قطعنامه های متعدد صادره از سوی مجامع بین المللی، ناکارآمدی کنوانسیون های دوازده گانه آشکار گردید. بر همین اساس تفکر تصویب معاهده ای که توانایی مقابله با تهدیدات تروریستی و چالش های موجود در قرن حاضر را داشته باشد، ایجاد گردید. از این رو وجود مذاکرات و نشست های مکرر در جامع بین المللی و منطقه ای موجب شد تا پس از گذشت حدود 10 سال از آغاز فعالیت پیرامون تصویب سندی جامع جهت جرم انگاری اقدامات تروریستی منتج به نتیجه گردد
از جمله راههای مبارزه با تروریسم، جلوگیری از دسترسی تروریست ها به منابع و امکاناتی است که به وسیله آنها عملیات تروریستی خود را انجام می دهند. در این راستا بدواً دسترسی به سلاح ها و مواد منفجره تحت ضوابط و قواعد دقیقی قرار می گیرد و نظارت جدی بر نحوه اجرای آنها صورت می گیرد. سپس دسترسی و آمد و شد به اماکنی که می توان از آنها جهت انجام عملیات تروریستی استفاده نمود، مورد کنترل قرار می گیرد اما کلی ترین و ریشه ای ترین اقدامی که در این مورد می توان انجام داد این است که پس از شناسایی تروریست ها و افراد مرتبط با آنان، منابع مالی انها را مسدود نمود. در این راستا رساندن هرگونه وجه به تروریست ها با تکیه بر قوانین و مقرراتی که کشورها مصوب می نماید ممنوع می شود و بنابراین تروریست ها تقریباً قادر به انجام هیچ گونه عملیاتی نخواهند بود چرا که در دنیای امروز، انجام هرگونه عملیاتی نیاز به منابع مالی برای پرداخت هزینه ها دارد. باید توجه داشت که بررسی موضوع راهکارهای منع حمایت مالی تروریسم به شاخه های مختلف دانش حقوقی ارتباط پیدا می نماید. این موضوع از یک سو با حقوق بین الملل مربوط است چرا که تروریسم یک پدیده بین المللی است و اثار آن از قلمروی مرزی کشورها فراتر می رود و از سوی دیگر مبارزه با آن مستلزم همکاری و معاضدت کشورهای مختلف است. از سوی دیگر تروریسم یک پدیده جزایی است و تأمین مالی آن نیز یک جرم محسوب می گردد. بنابراین برای بررسی این موضوع لازم است که از منطق حقوق کیفری و راهکارهای این شاخه از دانش حقوق بهره گرفت.تلاش جامعه بین المللی جهت جلوگیری و مجازات تأمین مالی تروریسم، بخشی از تلاش جامع تری است که به منظور مبارزه با تمامی جنبه های تروریسم صورت می گیرد. این اقدامات و تلاشها در سطوح مختلف جهانی و منطقه ای انجام گرفته است.در سطح جهانی، سازمان ملل متحد از سال 1970 در مورد این موضوع فعالیت داشته است.شورای امنیت هم از سال 1985 درگیر موضوع تروریسم بوده است و در سال 2001 یعنی پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر، مبارزه با تأمین مالی تروریسم وجه بارز این اقدامات شد و با تصویب قطعنامه 1373، کمیته مقابله با تروریسم ایجاد گردید که عهده دار نظارت بر گزارش کشورهای عضو در خصوص شرایط و الزامات مقرر در قطعنامه شماره (2001) 1373 می باشد. از طرف دیگر، کنوانسیونهای بسیاری نیز در سطح بین المللی و در سطح منطقه ای به تصویب رسیده اند علاوه بر آن، توصیه های گروه اقدام مالی نیز تهیه و ارائه شده اند.بنابراین در حال حاضر مجموعه ای از اسناد بین المللی وجود دارند که به موجب آنها کشورها متعهد و مکلف به مبارزه با تروریسم می باشند.به این ترتیب می توان مهم ترین الزامات بین المللی موجود را به این ترتیب معرفی نمود.قطعنامه های شورای امنیت ملل متحد،به ویژه قطعنامه 1373، کنوانسیون بین المللی مبارزه با تأمین مالی تروریسم، و توصیه های گروه اقدام مالی.

نمونه سوالات امتحانی درس حقوق اساسی 1-دکترمحمدرضاصادق-استاددانشگاه آزاد-نیمسال اول 94-93
1-حقوق اساسی چیست وفایده آن را بنویسید.
2-چهاراصلاحی که بعدازبازنگری قانون اساسی در سال 68 بوجود آمد کدامند؟
3-وظایف اصلی دولت را نام ببرید وعملکرد دولت ها را توضیح دهید.
4-رابطه حق وتکلیف را توضیح دهید.
5-چرا قانون اساسی در کشورهای مختلف تفاوت دارد؟
6-حقوق اساسی تبیین کننده چه موضوعاتی است؟
7-مصونیت قضایی یعنی چه؟وظیفه مجمع تشخیص مصلحت نظام چیست؟
منبع:تقریرات درسی استاد محمد رضا صادق وکتاب حقوق اساسی وساختارحکومت ج.ا.ایران انتشارات اطلاعات در تهران

نمونه سوالات درس حقوق جزای عمومی1 -دکترایرج گلدوزیان-دانشگاه آزادنیمسال اول 94-93
1-ضرورت وضع قواعدحقوقی وضمانت اجراهای عدم رعایت آن ها را ضمن بررسی مبنای حقوقی -کیفری وسیاست کیفری شریعت مذهبی توحیدی بیان نمایید
2-تفسیرمضیق وتفسیر منطقی وتوضیحی را با ذکرمثال بیان کنید.
3-ازویژگی های حقوق جزا،الزامی بودن قواعدحقوق جزا را با مثال توضیح دهید
4-ازلحاظ اقسام رفتارمجرمانه وعنصرمادی جرم،فعل،ترک فعل وفعل ناشی ازترک فعل را با ذکرمثال توضیح دهید وازلحاظ عنصرمعنوی جرم،تفاوت قصدمجرمانه را با داعی یا انگیزه ارتکاب جرم حداکثردر 10سطربیان کنید
5-منابع حقوق جزای ایران را بنویسید وسیستم های حقوقی ازجهت منابع حقوق به چنددسته تقسیم می شوند نام ببرید وبه طور کامل توضیح دهید
منبع سوالات:.بایسته های حقوق جزای عمومی نوشته دکتر ایرج گلدوزیان چاپ نشرمیزان در تهران و
نمونه سوالات امتحانی درس مقدمه علم حقوق- دکترحسین محمدی-استاددانشگاه آزاد-نیمسال اول 94-93
1-قاعده حقوقی را تعریف کنید واوصاف وویژگی های آن را نام ببرید.
2-تفاوت حقوق ژرمنی با کامن لا را به طورکامل توضیح دهید.
3-قوانین ماهوی وقوانین شکلی وقوانین امر یوتکمیلی را توضیح دهید.
4-عوامل سازنده حقوق را نام ببرید وتوضیح دهید.
5-مراحل تصویب قانون را نام ببرید وتوضیح دهید.
6-منظورازمکاتب اصالت فرد واصالت جمع چیست؟
منبع :کتاب مقدمه علم حقوق دکترناصرکاتوزیان انتشارات شرکت سهامی انتشار در تهران
نمونه سوالات درس مبانی جامعه شناسی استاد کریم خانی دانشگاه ازاد -نیمسال اول 94-93
به سوالات زیرپاسخ دهید.
1-نقش آرمانی ونقش موجود
2-درون گروه وبرون گروه(گروه خودی وگروه غیرخودی)
3-نقش محول ونقش محقق
4-خصوصیات مشترک نهادهای اجتماعی
5-نهادی شدن
6-تبیین رفتارانحرافی ازدیدگاه جامعه شناسی
7-تبیین رفتارانحرافی ازدیدگاه روان شناسی
8-ویژگی های دیوان سالاری
9-خصوصیات مشترک نهادها
10-نظریه کارل ماکس و وبر در خصوص طبقات اجتماعی
منبع:کتاب مبانی جامعه شناسی نوشته بروس کوئن وترجمه دکترغلامعباس توسلی-دکتررضا فاضل انتشارات سمت در تهران